ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٣٧٩ - مجلس سى و نهم شنبه ١٣ رمضان المبارك ٤١١
طلب دنيا چندان كوشند كه به رنج و بيمارى مىافتند، و چون بهوش آيند و جان سالم بدار برند دو باره بگناه افتاده و دست برندارند[١].
از مرگ مىهراسند ولى از آنكه مبادا كار خيرى از دستشان برود باك ندارند. بر مردم از كوچكترين گناهى كه از آنان سر مىزند مىترسند، ولى بدون هيچ عملى بخود اميدوارند، و پيوسته مردم را سرزنش مىكنند ليكن با نفس خود بمداهنه و سازشكارى عمل مىكنند. تا آن زمان كه خرسندند امانت دارند، و چون خشمگين مىشوند خيانت مىورزند. چون تندرست مىگردند گمان مىكنند كه توبه كردهاند (و به گناه آلوده مىشوند)، و چون گرفتار مىگردند، تندرستى مىطلبند و بازمىگردند. نه شبى بعبادت مىخيزند، و نه روزى را به روزه سپرى مىسازند، صبح كه مىشود بفكر چاشتاند و شب كه مىشود در نيّت شام، و حال آنكه روزهدار هم نبودهاند. بالا دستانشان از شرّ آنان در امان نيستند. چون زير دستانشان- با اينكه بخدا پناه مىبرند- از شر آنان در امان نيستند. چون (بچيزى يا كسى) دشمنى مىورزند خود را بهلاكت مىاندازند، و چون چيزى را دوست مىدارند قدرى كوتاه نمىآيند. از اندكى نعمت خداوندى بخشم مىآيند، و با فراوانى نعمت خدا به معصيت مىافتند، و فرمانشان پيوسته برده مىشود ولى خود (فرمان خدا نمىبرند و) به معصيت مىپردازند، و بايد از خداوند يارى جست.
[١] در متن عربى اين فراز در نسخههاى تصحيف بسيارى رخ داده و مجملا اين معنائى كه شد از آنها استفاده مىگردد.