ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٣٤٥ - مجلس سى و ششم شنبه دهم رمضان المبارك ٤١٠
«و شخص جوان از شدت گرسنگى و ضعف، دست ذلّت دراز كرده، و هيچ تلخ و شيرينى بدستش نمىآيد».
«و چيزى از آنچه مردم مىخورند در دسترس ما نيست، بجز حنظل تلخ، و طعام پست و ماندهاى كه از خون و پشم شتر كه بآتش برشته شده تهيه گرديده است».
«و ما جز بسوى تو راه گريزى نداريم، و مگر مردم بجز سوى پيامبران راه گريزى خواهند داشت؟».
رسول خدا ٦ بيارانش فرمود: اين اعرابى از كمى باران و قحطى شديد شكايت دارند. سپس برخاست و همان طور كه عبايش را بروى زمين مىكشيد حركت كرد تا بر منبر بر آمد، پس حمد و ثناى الهى بجاى آورد، و از جمله كلماتى كه بدان ستايش پروردگارش نمود اين بود كه فرمود: «سپاس خدائى راست كه علوّ و برترى يافت در آسمان پس عالى و بزرگ است، و در زمين قريب و نزديك، و او بما از رگ گردن نزديكتر است». و دو دست مبارك به آسمان برداشت و گفت: «بار پروردگارا ما را از بارانى تند، سيرابكننده باندازه، رشد دهنده، پربار، پر پشت و فراوان و فراگير و بىكاست، سود بخش بىزيان، سيراب فرما، بحدّى كه پستانهاى حيوانات را از آن پر شير سازى، و زراعتها را بدان برويانى، و زمين را پس از مردنش بدان زنده گردانى».