ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٩٣ - مجلس نهم شنبه ٢٩ همان ماه
اشتر- رحمه اللَّه- كه آن روزها در نصيبين اقامت داشت، نگاشت كه: امّا بعد همانا تو از كسانى هستى كه من براى بر پائى دين از وى كمك مىجويم، و به پشتيبانى وى تكبر و سركشى گناهكاران را مىشكنم، و به يارى او مرزهائى را كه بيم هجوم دشمن از آنها مىرود مىبندم. و من پيش از اين محمد بن ابى بكر- رحمه اللَّه- را بر مصر گماردم، و تنى چند بر وى خروج كردند و چون جوان بود و جنگ ناآزموده كشته شده و به شهادت رسيد- خدايش رحمت كناد-، بنا بر اين بزودى نزد من آى تا در امر مصر تدبيرى بينديشيم، و يكى از يارانت را كه مورد اعتماد و خير خواهى هستند به جايگزينى بر كارهاى خودت بگمار.
مالك- رضى اللَّه عنه- شبيب بن عامر ازدى را بجاى خود گمارد و بسوى امير المؤمنين ٧ روانه گشت تا بر آن حضرت وارد شد، امام ٧ خبر مصر را به وى باز گفت و از احوال اهالى آنجا با خبرش ساخت، و به او فرمود: كسى جز تو براى آنجا شايسته نيست، پس برو، و هر گاه من به تو سفارشى نمىكنم به اين دليل است كه به رأى و نظر خودت بسنده مىكنم از خدا در كارهاى مهم يارى جو، و درشتى را با نرمى بهم بياميز، و تا آنجا كه نرمش كار ساز است با نرمى رفتار كن، و هر گاه كه جز درشتى چيزى سود نبخشيد به سختى و درشتى دست