ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٣٨٠ - مجلس سى و نهم شنبه ١٣ رمضان المبارك ٤١١
٣- ربيعه سعدى گويد: نزد حذيفة بن اليمان- رحمه اللَّه- رفتم و گفتم: مرا بآنچه كه از رسول خدا ٦ شنيده يا ديدهاى خبر ده تا بدان عمل نمايم. بمن گفت: تو را به قرآن سفارش باد. گفتم: من خود قرآن خواندهام، و همانا نزد تو آمدهام كه مرا از آنچه كه نديده و نشنيدهام باخبر سازى. [خداوندا تو را بر حذيفه گواه مىگيرم كه نزد او آمدم تا مرا خبر دهد از آنچه كه] از رسول خدا ٦ نديده و نشنيدهام، و او مرا از آن محروم ساخت و از من پوشيده داشت.
حذيفه گفت: اى مرد در سختگيرى به حدّ اعلى رسيدى! سپس گفت:
اين را بگير كه نمونهاى است از خروار، و جنگى براى همه كار توست. همانا نشانه بهشت در اين امّت، پيامبر خدا ٦ است، وى غذا مىخورد و در بازارها راه مىرفت. باو گفتم: (باز هم نشد) نشانه بهشت [در اين امّت] را برايم روشن ساز تا بدنبال آن روم، و نشانه دوزخ را برايم روشن نما تا از آن بپرهيزم. پس بمن گفت: بآن كس كه جانم بدست اوست سوگند كه نشانه بهشت و رهنمايان بسوى آن تا روز قيامت و پيشوايان حق همانا آل محمّد : هستند، و همانا