ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٢٤٢ - مجلس بيست و پنجم دوشنبه ٢٧ رمضان المبارك ٤٠٨
از آتش بيرون آور. جبرئيل گويد: چگونه در آتش فرود روم؟ خدا- تبارك و تعالى- مىفرمايد: من بآتش فرمان دادهام كه بر تو سرد و سلامت باشد. جبرئيل گويد: جاى او را نمىدانم. خداوند مىفرمايد: او در چاهى از دوزخ است.
جبرئيل ٧ بسوى آتش فرود مىرود و او را در حالى كه بند و زنجير شده و به رو افتاده است در آتش مىيابد، پس او را بيرون مىآورد.
آن بنده در پيشگاه خدا- عزّ و جلّ- مىايستد. خداى متعال مىفرمايد:
اى بنده من چه مدّت است كه در آتش ماندهاى و مرا سوگند مىدهى؟ گويد:
پروردگارا حسابش را ندارم. خدا- عزّ و جلّ- باو مىفرمايد: به عزّت و جلالم سوگند كه اگر بحقّ آنان از من درخواست نمىكردى هر آينه خفّت و خوارى تو را در آتش طولانى مىساختم، امّا اين مطلب بر من حتم و واجب گشته است كه بندهاى از من بحقّ محمّد و اهل بيتش درخواست نكند جز اين كه آن گناهانى را كه بين من و او بوده بيامرزم (يعنى اگر حقّ النّاس نباشد)، همانا امروز تو را بخشيدم. سپس باو فرمان داده شود كه به بهشت برود.
٧- معاوية بن عمّار گويد: امام صادق ٧ فرمود: در مدينه مردى بود بيكاره و ياوه گو كه با حرفهاى خود مردم آن شهر را مىخنداند، روزى بآنان