ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ١٧٩ - مجلس بيستم ٨ رمضان المبارك ٤٠٧
روزى مرا از روى خشم بسوى شما فرستادند، و امروز نيز بيهوده و بدون هيچ دليلى مرا بسوى خود مىبرند، آن طور كه مىبينم پيوسته كار ايشان با من همين است تا سرانجام نيكوكارى آسوده شود، يا از دست فاجرى آسودگى حاصل آيد (يعنى يا آن مؤمن بميرد يا آن فاجر بهلاكت رسد). اين بگفت و برفت.
وقتى خبر حركت ابو ذر به گوش مردم رسيد بدنبال او روانه شدند تا از دمشق بيرون رفت، و مردم با او رفتند تا به دير مرّان رسيد. ابو ذر از مركب پياده شد و مردم نيز پياده شدند، ابو ذر جلو ايستاد و نماز جماعتى با آنان گزارد، سپس گفت: اى مردم من شما را بآنچه سودتان دهد سفارش مىكنم، و خودم نيز از لفّاظى و سخن پراكنى خوددارى مىنمايم. همگى؛ خدا- عزّ و جلّ- را حمد كنيد، همه گفتند: الحمد للَّه (سپاس خداى راست). گفت: گواهى مىدهم كه معبودى جز اللَّه نيست، و محمّد بنده و فرستاده خداست. مردم نيز همان گونه پاسخ دادند. گفت: گواهى مىدهم كه برانگيخته شدن در روز قيامت حقّ است، و بهشت حقّ است، و دوزخ نيز حقّ، و به هر چه پيامبر ٦ از جانب خداوند آورده است اقرار مىكنم، شما هم باين امور گواهى دهيد. همه گفتند: ما بر تمام اين امور گواهيم. گفت: هر كدام از شما را كه با اعتقاد باين امور بميرد، بشارت باد به رحمت و كرامت خداوند، البتّه تا آنگاه كه ياور گنهكاران و توجيهكننده