ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٣١٦ - مجلس سى و سوم شنبه ٢١ ماه رمضان المبارك ٤٠٩
سخنرانى خود به پند دادن و اندرز گفتن لب گشود، مردى برخاست و گفت:
آهسته، درنگ كن، شما دستور مىدهيد ولى خود بكار نمىبنديد، و نهى مىكنيد ولى خود دست باز نمىداريد، و پند مىدهيد و خود پند نمىپذيريد، آيا با اين حال از روش شما پيروى كنيم، يا اينكه فرمانتان را گردن نهيم؟! پس اگر گوئيد: از روش ما پيروى كنيد، چگونه ما از روش ظالمان پيروى نمائيم؟ و چه دليلى بر پيروى از مجرمانى كه مال خدا را دست بدست ميان خود گردانده، و بندگان خدا را بزير يوغ بندگى خود كشيدهاند، وجود دارد؟
و اگر گوئيد: به فرمان ما گردن نهيد، و پند ما را بپذيريد، چگونه ممكن است ديگرى را پند دهد كسى كه با خودش مكر و خيانت مىورزد؟ يا چگونه واجب است اطاعت آن كس كه عدالتى براى او ثابت نگشته است؟ و اگر گوئيد: حكمت را هر كجا يافتيد برگيريد، و پند را از هر كس شنيديد بپذيريد؛ شايد در ميان ما كسى كه زبانش به انواع پندها گوياتر، و به وجوه لغات آشناتر بوده، وجود داشته باشد، پس از اين مقام كنار رويد، و قفلهايش را بگشائيد، و راهش را باز كنيد، تا آنان كه (لايق و شايسته اين كارند و) شما در شهرها پراكنده و تبعيدشان نموده، و از مسكن و مأواى خويش به هر وادىيى