ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٩٤ - مجلس نهم شنبه ٢٩ همان ماه
بياز. مالك اشتر- رضى اللَّه عنه- خارج شد و بار و بنه را جمع كرده آماده حركت بسوى مصر شد، و امير المؤمنين ٧ پيشاپيش او نامهاى بدين مضمون باهل مصر نگاشت: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ- سلام بر شما، من به نزد شما خدائى را مىستايم كه جز او معبودى نيست، و از او خواستارم كه بر پيامبرش محمد و آل او درود فرستد. همانا من بندهاى از بندگان خدا را به سوى شما فرستادم كه در روزهاى ترسناك نمىخوابد، و در اوقات هراس انگيز از دشمن روى برنمىتابد، او از رزمندهترين بندگان خدا، و داراى گرامىترين حسب و شريفترين آن در ميان آنهاست، بر نابكاران از سوزش آتش زيانبارتر است، و دورترين مردم از عار و ننگ است، و او همان مالك بن حارث اشتر است، وى بسان شمشيرى است كه دندانه تيزش و تيزى لبهاش به كندى نگرايد، زود از ميدان نگريزد، و بهنگام رزم با متانت و سنگين است، انديشهاى عميق و ريشهدار و صبر و تحمّلى نكو دارد، پس سخنش را بشنويد و امرش را فرمان بريد، پس اگر امر بجنگ داد بجنگيد، و چنانچه باقامت فرمانتان داد بر جاى بمانيد، او جز بدستور من نه اقدامى كند و نه دست بردارد. همانا من شما را در بودن با اشتر به جهت خير خواهى شما و قوّت نفسى كه بر دشمنتان پيدا مىكنيد بر خويشتن مقدّم داشتم؛ خداوند شما را