ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ١٦ - مجلس اول جلسه روز شنبه اول ماه مبارك رمضان سال ٤٠٤ در مدينة السلام، درب رباح، محله زيارين، منزل ضمرة ابو الحسن على بن محمد بن عبد الرحمن فارسى - عزتش پايدار باد - كه از نوشته خود ديكته فرموده است
در خانهات با يك ديگر دارند مرا بيشتر ناراحت ساخته و آتشى در درونم افروخته و مرا بيش از حدّ بىتاب و تحمّل كرده است.
حضرت فرمود: نزاع آنها در چيست؟ عرض كرد: در باره تو و در باره آن سه نفرى است كه قبل از تو بودهاند (ابو بكر و عمر و عثمان) بعضى از آنان در باره تو بسيار غلوّ و زياده روى مىكنند، و برخى ميانه رو بوده و همراه شما هستند، و پارهاى در حال حيرت و ترديد باقى مانده و به شك و دو دلى در افتادهاند، نمىدانند كه در باره تو قدم پيش نهند (و صراحتاً از تو طرفدارى كنند) يا آنكه بايد قدم عقب گذارده و توقّف كنند (و كار ديگران را حمل بر صحّت نمايند).
حضرت فرمود: بس است اى برادر همدانى بدان كه بهترين شيعيان من آن دسته و فرقهاى هستند كه راه اعتدال و ميانه روى اختيار كردهاند، تا آنان كه راه غلوّ پيش گرفته به آنان بازگشت نموده، و آن دسته عقب افتاده خود را به ايشان برسانند.
حارث گفت: پدرم و مادرم فدايت چه خوب است اين كدورتى را كه بر دلهاى ما نشسته بزدائى و ما را در اين مورد از بينش لازم برخوردار سازى. حضرت فرمود: بس كن، تو مردى هستى كه حق بر تو مشتبه شده (و كارهاى چشمگير افرادى كه قبل از من آمده و گرمى بازارشان تو را دچار اضطراب و نوسان نموده است). دين خدا به شخصيّت و موقعيّت افراد شناخته نمىشود، بلكه به علامت و نشانه حق شناخته مىگردد. حق را بشناس، اهلش را خواهى شناخت. اى حارث، حق بهترين گفتار است، و كسى كه از آن فاش سخن گويد مجاهد در راه خداست، و من به حق با تو سخن مىگويم، به من گوش فرا ده، و سپس آن