ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٣٦٧ - مجلس سى و هشتم شنبه ٢٤ رمضان المبارك ٤١٠
علىّ ٧- و براستى كه هرگز زنى با شرم و آزرم سخنورتر از او نديده بودم گوئى از زبان امير المؤمنين ٧ سخن مىگفت- را ديدم كه با دست بسوى مردم اشاره فرمود كه ساكت شويد، در حال تمام نفسها خاموش و همه صداها فرو نشست سپس فرمود:
«سپاس از آن خدا است، و درود بر پدرم رسول خدا. امّا بعد، اى كوفيان، اى دغلبازان و اى خودداران از يارى، اشكتان خشك، و ناله و فريادتان خاموش مباد، داستان شما نيست جز بمانند «آن زنى كه رشته خود را پس از محكم بافتن مىگشود، شما سوگندهاى خود را سبب مكر و خيانت ميان خودتان قرار دادهايد». هلا، آيا در ميان شما جز مردمى چاپلوس و ننگ آور و كينهتوز كه در ميدان نبرد بزدل، و در برابر دشمنان زبوناند، و مردمى پيمان شكن و بيوفايند پيدا مىشود؟! راستى كه چه پيشكش زشتى با دستهاى خود براى خويشتن پيش فرستادهايد كه آن خشم خدا بر شماست، و در عذاب دوزخ جاويدان خواهيد بود.
آيا مىگرييد؟! آرى- بخدا سوگند- بسيار بگرييد و كم بخنديد، همانا كه شما به ننگ و رسوائى آن دست يافتيد، و هرگز نتوانيد پليدى آن را از