ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ١٦٢ - مجلس هجدهم شنبه ٢٤ شعبان ٤٠٧
اباطيل خوش و سرگرم نمودهايد. اميدوارم بيچاره و زمينگير شويد، با اين قوم بجنگيد پيش از آنكه با شما بجنگند، بخدا سوگند قومى در اندرون شهر و ديار خود مورد هجوم قرار نگرفتند جز اينكه خوار و ذليل گشتند.
بخدا سوگند ياد مىكنم كه مىدانم شما اين كار را نمىكنيد تا آنها خود اقدام كنند. هر آينه دوست داشتم كه خودم با نيّت و بينشى كه دارم با آنان روبرو ميشدم و از درگيرى با شما آسوده مىگشتم. شما درست به شترانى مىمانيد كه ساربان خود را گم كرده و از ديد وى پنهان گشته كه در نتيجه از هر سو جمع آوريشان كنند از سوى ديگر پراكنده مىشوند. گويا- بخدا سوگند- مىبينم شما را كه چون جنگ شدّت گيرد و آتش آن دامنه يابد، هر آينه مانند [سر كه مىشكافد و مانند] زن كه هنگام زائيدن پاى خود را باز مىدارد از اطراف على بن ابى طالب پراكنده مىشويد.
اشعث بن قيس كندى برخاست و گفت: اى امير مؤمنان چرا بآن گونه كه عثمان كرد رفتار نمىكنى[١]؟ حضرت فرمود: اى كاكل آتش (رئيس دوزخيان)، واى بر تو همانا كار پسر عفّان موجب خوارى آن كسى است كه دين ندارد و دليلى با او نيست، و من چگونه آن طور باشم و حال آنكه بر دليل روشنى از جانب خداى
[١] اعمالى كه از عثمان سر زد و عاقبت به سرنگونى و كشته شدن وى انجاميد بسيار است از قبيل: تبعيض در تقسيم بيت المال، و بكار گرفتن خويشان خود در پستهاى مهم، و ...