ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٣٢٧ - مجلس سى و چهارم شنبه ٢٦ شعبان ٤١٠
رسول خدا هستم مىدهند با اين حال مخالف سنّت من و طعنه زننده در دين من هستند. عرضكردم: اى رسول خدا پس بچه جهت با آنان بجنگيم و حال آنكه شهادت به لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ و رسالت الهى شما مىدهند؟ فرمود: بجهت پديد آوردن مسائل بىسابقه و بدعتگزارى در دين، و جداشدنشان از فرمان من، و حلال شمردن آنان ريختن خون عترت مرا.
عرضكردم: اى رسول خدا، شما مرا بشهادت مژده فرموده بودى، از خدا بخواه كه براى من در اين باره شتاب ورزد. فرمود: آرى به تو مژده شهادت داده بودم، پس چگونه خواهى بود آن زمان كه اين از اين رنگين شود؟- و با دست اشاره بسر و ريش من نمود- عرضكردم: اى رسول خدا، حال كه چنين مژدهاى بمن دادهاى[١]، ديگر جاى صبر نيست بلكه جاى مژدگانى و سپاس است. فرمود:
آرى، پس خود را براى خصومت و درگيرى آماده ساز، كه تو با امّت من مخاصمه خواهى نمود. عرضكردم: اى رسول خدا راه پيروزى (بر آنان) را بمن بنما، فرمود: چون گروهى را ديدى كه از هدايت بسوى گمراهى رو كردهاند پس با آنان بمخاصمه برخيز (كه پيروزى از آن توست)، زيرا كه هدايت از جانب خدا، و گمراهى از سوى شيطان است.
[١] در عبارت نقل بحار چنين است:« هر گاه آنچه كه بناست برايم ثابت شد ...»