ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٥٠
مباشرت آنها با مأكول وى به رطوبت و اگر چه اين معنى خلاف ظاهر روايت است.
ولى كلام در اين است كه ظاهراً طهارت اهل كتاب مخصوص به آنها باشد كه تابعيت حكومت اسلامى را پذيرفته و به شرائط جزيه متعهد و عمل كنند و در اين صورت دو شرط دارد:
١- وجود يك حكومت مقتدر اسلامى كه طبق مقررات اسلام از جمعه و جماعت و فقه و قانون اسلامى جامعه را رهبرى كند.
٢- تبعيت يهود و نصارى از اين حكومت طبق مقررات اسلامى كه تعهد تابعيت بدهد و جزيه ادا كند. از مجلسى (ره)- يعنى مؤمن حق ايمان دارد و والدين حق ولادت دارند و از اين نظر با هم در استحقاق احترام برابرند. از مجلسى (ره)- دلالت دارد بر وجوب رد آنچه به او امانت سپرده است، چه امانتگزار خوب باشد چه نابكار باشد، و فاجر شامل كافر هم مىشود و اشعار دارد كه تقاص از امانت روا نيست و اصحاب در جواز تقاص و برداشت بدهكارى صاحب امانت از مال امانت او اختلاف دارند، و ممكن است گفته شود برداشت در برابر دين لازم او هم نوعى از رد امانت است زيرا ذمه صاحبش برى مىشود، و سخن در اين باره در جاى خود بيايد ان شاء اللَّه. از مجلسى (ره)- «يكنى الرجل» من گويم چند وجه دارد:
١- مقصود اين باشد كه از سنت پيغمبر و روش نيك احسان به والدين است كه مردى پسرش را به نام پدرش كنيه گذارد چنانچه اگر نام پدرش محمد است كنيه پسرش را ابو محمد نهد، يا اينكه مقصود از كنيه اعم از نامگذارى است.
٢- مقصود اين باشد كه از احسان به پدر است كه پسر كنيهاى به نام