ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٥١
او به خود گيرد و به او گويند ابن فلان زيرا اين مايه احترام پدر است به وسيله پسر و سبب شهرت نام پدر است ميان مردم و بسا مؤمنان نام او را بشنوند و برايش طلب خير كنند و دعا نمايند، و در برخى نسخ بجاى ابيه، ابنه به نون است يعنى شخص خوب است به نام پسرش كنيه بر خود نهد تا به آن نامش را برند زيرا تصريح به نام خلاف احترام است و خصوص در حضور شخص و بنا بر اين وجه اين حديث از باب بِرِّ به والدين نيست بلكه از باب بر به مؤمن است.
٣- مقصود اين باشد كه خوب است شخص به نام پدرش خود را كنيه گزارد و از خود به ابن فلان تعبير كند چنانچه امير المؤمنين (ع) بسيار از خود به ابن ابى طالب تعبير مىكرد چنانچه فرموده است: به خدا كه ابن ابى طالب به مرگ بيشتر انس دارد از طفل به پستان مادر خود. از مجلسى (ره)- اين حديث دلالت دارد كه مادر و خويشان مادرى در بر و احسان به پدر و خويشان پدرى برترى دارند و خاله از همه برتر است و در آن شرح زنده به گور كردن دختران بيان شده. در مورد آزاد شدن پدرى كه مملوك فرزند شده سخنى نيست و به محض تعلق ملك فرزند بر پدر، پدر خود بخود آزاد مىشود و بايد از او رفع يد كند ولى در مورد اداى دين پدر دو صورت دارد:
١- اينكه مالى از پدر به دست پسر برسد به مناسبت فوت پدر در اين صورت بايد اول دين پدر را ادا كند و ما زاد او را به عنوان ارث تصرف كند.
٢- اينكه پدر از خود مالى ندارد و بدهكارى دارد و پسر مالى دارد، آيا بر او واجب است پرداخت دين پدر چه زنده باشد يا مرده، ظاهر اين روايت وجوب قضاى دين او است ولى اين معنى از روايت استفاده نمىشود كه دين پدر به عهده پسر آيد. در اين حديث نپرداختن ديون پدر و مادر بلكه ترك