ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٢٧
خبر استفاده كردهاند، و اولى نزد من روشنتر است، گرچه بيشتر اهل حديث بدان متوجه نشدهاند. از مجلسى (ره)- ابن سكيت گفته: حسب و كرم در مردى باشند گرچه پدران نامدارى نداشته باشد ولى شرف و مجد تنها از پدران نامدار به ارث رسد.
اين بيان امام دو وجه دارد:
١- سازگارى و حسنِ معاشرت با مخالفان در حكومتشان لازم است با حفظ مخالفت با آنها در نهان از نظر عقيده و ايمان زيرا مردمى به واسطه ناسازگارى با مخالفين دچار خلفاء جور شدند و آنها را از فاميل قريش بيرون انداختند و نسب و حسب آنها را گم كردند با اينكه در حسبِ آنها كم و كاستى نبود جز صرف همين ناسازگارى و ترك تقيه، و جمعى از نژادهاى غير قريش كه نه خود آبرو و اعتبارى داشتند و نه پدرانشان شرفى داشتند خود را با خلفاء جور و قضات سازگار نمودند و آنان آنها را در شرف و عطا و كرم به بيت و خاندان رفيع ملحق كردند كه بنى هاشم باشند.
٢- مقصود اين باشد كه جمعى به واسطه پيروى نكردن از امام خود در دستورهاى آنان كه از جمله مدارا با مخالفان است در هنگام تسلط آنها و هم با مردم ديگر، ائمه (ع) آنها را از خود راندند و فضل آنها به باد رفت و گويا بدين وسيله از قريش بيرون شدند و شرف نياكان بدانها سودى نداد و مردمى از نژادهاى ديگر براى پيروى از امام (ع) ملحق شدند به خاندان رفيع كه ائمه (ع) باشند، چنانچه پيغمبر (ص) فرمود: «سلمان از ما خاندان است» و چون مخصوصان ائمه (ع) كه از موالى و وابستههاى غير عرب بودند كه نزد ائمه از بسيارى بنى هاشم مقربتر و محترمتر بودند بلكه از بسيارى فرزندان خود ائمه (ع) و مقصود از بيت در اينجا شرف و كرامت است، در مصباح گفته: بيتِ عرب، شرف او است، گويند: بيتِ تميم در حنظله است، يعنى