ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٠٥
اسلام چسبيدهايد متوجه به ضعفاء شيعه است، و گفته شده مقصود از آن همان درجه ايمان است، يعنى به نزديكترين درجه به اسلام چسبيدهايد كه ايمان است. از مجلسى (ره)- «هكذا الخ» گويا چون فهم سائل از درك حقائق اين صفات كوتاه بوده امام شرح آنها را به او نگفته و همين تأكيد كرده كه اين روايت از پدرش درست است و گفتهاند: راوى بعيد دانسته كه اين امور تفسير يقين باشد و امام پاسخ داده كه امام باقر (ع) چنين تفسير كرده است. چنانچه پيش گفته شد، اسلام، اعلام پيروى از دينى است كه رسول خاتم آورده و قرآن كتاب آن است با تعهد به اجراء مقررات آن كه فروع دين معروفه است، و پيوستن به جامعه تشكيلات اسلامى و همكارى با آن اين اول درجه است و ملازم با عقيده به معنويت و آسمانى بودن آن ندارد، منافقان زمان خود پيغمبر چنين بودند، فائده اين درجه هم آهنگى با يك تشكيلات كامل، زندگانى دنيوى است كه هر فردى در آن بهرهمند از بهترين مزاياى اجتماع بشرى است.
ايمان عقيده داشتن به معنويت اين تشكيلات است و درك اينكه اين تشكيلات واقعاً از جانب خدا است و زندگى با اين مقررات مقدمه است براى رسيدن به يك امور معنويه كه در اين دنيا اخلاق پاك و ستوده است و در سراى ديگر نعمت جاويد و بهشت و اين مقام از عقل خيزد و او است كه بايد اين درك را داشته باشد و مقام علمى است.
تقوى روحيه بلند است كه در نهاد انسان جا كند و عاطفه و وجدان انسانى را تحول بخشد و اين معنويات تعليمات اسلامى در وجدان اثر كند و جزء وجدان گردد و تعليمات و وظائف عملى اسلام محبوب او شود و واقعاً دنبال آنها بدود، آنچه را قرآن و اسلام نهى و غدقن كرده مبغوض او گردد