ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٠٦
و واقعاً از آنها گريزان باشد. اين يك روحيه بسيار عالى است كه با تمرين مداوم و پرورش درست كم كم پيدا مىشود و البته استعداد و آمادگى افراد براى رسيدن به اين مقام تفاوت بسيار دارد.
يقين يك مرتبهاى از بينائى و بصيرت باطنى است كه از آن به مقام شهود تعبير كنند و چون يك مسلمانى مراحل اسلام را به درستى تا آخر درجات تقوى طى كرد در نهاد او نورى پديد آيد كه معنويات اسلام را با چشم دل بيند چنانچه محسوسات را با چشم سر بيند، و بايد گفت: اين ادراك شهودى درونى از ادراك با ديده ظاهرى هم دلنشينتر و بىشبههتر است زيرا چشمِ ظاهرى بسا در ادراك واقع به واسطه دورى مسافت يا امور ديگر خطا كند و حركت ابر را در ماه و خورشيد بيند و خود را در درون آينه پندارد ولى در اين مقام از ادراك باطنى هيچ شبهه و خطائى راه ندارد و همين مقام است كه على (ع) به آن افتخار مىكند و مىفرمايد: «اگر پرده را بردارند به يقين من افزوده نشود». از مجلسى (ره)- در درون بندهها پردهها است تاريك و تيره كه نمىگذارند نور حقيقت در آن بتابد و با خموشى و بىخوابى و گرسنگى و مراقبت دائم اين پردهها دريده شود و حقيقت تجلى كند تا اينكه مىفرمايد در حديث نبوى به برخى از اين پردهها اشاره شده است كه فرموده: «اگر شياطين گرد دل آدمىزاد نگردند، به ملكوت آسمان چشم اندازند». از مجلسى (ره)- ممكن است مقصود از حقيقت، دليل عقلى باشد و از نور دليل نقلى از قرآن و سنت.
يا مقصود از حقيقت نشانههاى دال بر وجود خدا باشد، و مقصود از نور دليلهاى داله بر مسائل اصول و فقه چه عقلى باشد و چه نقلى.
و ممكن است مقصود از نور، قرآن باشد و مراد از حقيقت، سنت و دليل عقل زيرا اين خبر با اين سند در باب اخذ نسبت و شواهد قرآن با تتمهاى