فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣٠ - احكام وديعه
پهن كند و ...؛ مگر آنكه حفظ امانت متوقف بر آن تصرف باشد، نظير اينكه حفظ فرش از بيد خوردگى متوقف بر پهن كردن آن باشد- و يا كارى از وى نسبت به امانت سر بزند كه با امانتدارى منافات داشته باشد و يدِ او بر آن مال يد خيانت شمرده شود، نظير اينكه عمداً و بدون دليل منكر امانت شود.
و گاهى كارى نسبت به امانت هم مصداق تفريط است و هم مصداق تعدّى، نظير اينكه پارچه و فرش و ... كه در خطر بيد خوردن هستند را در جايى بگذارد كه بيد خورده شوند و يا سر كيسه بسته شده را بدون جهت بگشايد و مالى كه درون آن است ريخته و از بين برود.
٦٦- يكى از موارد تعدّى آن است كه امانتدار مال امانتى را با مال خودش مخلوط كند، چه از يك جنس باشند و چه از دو جنس، چه مال خودش مساوى با مال امانتى باشد و چه برتر يا پستتر از آن؛ و اما اگر مال امانتى را با مال ديگرى از صاحب امانت مخلوط كند- نظير اينكه صاحب مال پولهاى امانتى را در دو كيسه سر باز و بدون مهر به او بدهد و او آن دو كسيه را يك كيسه كند- چنانچه مخلوط كردن آنها مقدّمهاى براى حفظ امانت باشد و يا اينكه در مثال مذكور، براى امانتدار محرَز نشود كه صاحب مال غرض خاصى از دو كيسه كردن پولها داشته است، ضامن نمىباشد؛ و الا ضامن است.
٦٧- اگر امانتدار نسبت به امانت تعدّى يا تفريط كند ضامن است؛ و چنانچه امانت تلف يا معيوب شود، هرچند تلف يا عيب مستند به تعدّى يا تفريط او نباشد باز هم ضامن است، زيرا با تعدّى و تفريط يد امانتى و غير ضمانتى او به يد خيانت و ضمانتى مبدّل مىشود.
٦٨- اگر امانتدار قصد تصرف در امانت داشته باشد ولى در آن تصرف نكند، ضامن نيست؛ بلى، اگر قصد كند كه امانت را غصب نمايد و تصميم بگيرد كه آن را به صاحبش برنگرداند و بر اثر همين تصميم با امانت مانند ملك خود رفتار كند ضامن است