یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٨ - آزادی معنوی، معنی آزادی، ارزش آزادی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١، ص: ٩٨
... [١] مانند یک سلسله غلها و زنجیرها دست و بال فکر و اراده بشری را میبندد. قرآن کریم میفرماید: وَ یضَعُ عَنْهُمْ اصْرَهُمْ وَالْاغْلالَ الَّتی کانَتْ عَلَیهِمْ. و مخصوصاً فکر بشر، اندیشه بشر، اسیر خرافات و اوهام میشود.
عرب جاهلیت آزادی اجتماعی داشت (به استثنای غلامان و بردگان) ولی آزادی معنوی نداشت.
ولی انسانیت انسان تنها وابسته به فکر و اندیشه نیست. اراده انسانی، خواست انسانی نیز ماوراء خواست حیوانی است. اراده انسانی نیز باید رشد کند و آزاد باشد. تنها آزادی فکری برای آزادی اراده انسانی کافی نیست. اراده انسانی را مطامع و شهوات حیوانی اسیر میکند. حکومت حرص، آز، خشم، جاه طلبی، شهوت، اراده و خواست انسانی را اسیر میکند و انسان را از نظر اراده اسیر میکند [٢] پس آزادی معنوی یعنی آزادی فکر از خرافات و اوهام و آزادی اراده از وابستگیهای حیوانی؛ همچنان که آزادی اجتماعی یعنی آزادی تفکر و تبادل نظر و آزادی اراده افراد در حدود قانون و مصالح فردی و اجتماعی.
پس تنها آزادی فکر و اراده در اجتماع و حوزه بیرون از وجود انسان که آزادی اجتماعی نامیده میشود و دموکراسی تأمین کننده آن است کافی نیست، آزادی فکر و اراده در درون و حوزه باطن نیز لازم و تأمین کننده آن تعلیم و تربیت است ولی تعلیم و تربیتی که از ایمان سرچشمه بگیرد. یکی از موارد اختلاف نظر ما با ناشران اعلامیه جهانی حقوق بشر در اینجاست که آنها فرض میکنند با تربیت مجزا از دین میتوان بشر را از ناحیه درون طوری تربیت کرد که به آزادی دیگران احترام بگزارد ولی ما میگوییم چنین چیزی ممکن نیست، عملًا نیز تجربیات تاریخی نشان داده است که ممکن نیست.
[١]. [مطالب قبل از این موجود نیست.][٢]. به عبارت دیگر در ناحیه آزادی معنوی، تنها آزادی از حکومت خرافات کافی نیست؛ آزادی از حکومت سودجویی و منفعت طلبی نیز ضروری است، همچنان که آزادی از حکومت جور و استبداد نیز شرط است.