یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨ - نهضت آزادی بخش اسلام
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١، ص: ٥٨
شد.
آزادی از بتها، از طوق بندگی ابوسفیانها و ابوجهلها، از طوق بندگی پول و ثروت، از طوق بندگی هوا و هوس و نفس امّاره به وسیله این جمله با ارزش حاصل شد.
از این که بگذریم باید ببینیم عوامل اسارت و آزادی در کجاست؟ عوامل اسارت و آزادی را، هم در وجود سلب کنندگان آزادی و هم در وجود مسلوب الحقوقها و هم در نظامات اجتماعی باید جستجو کرد.
اما در وجود اقویا دو عامل است که اگر دست به دست یکدیگر بدهند سلب آزادی پیدا میشود، یکی سودجویی و دیگر تمرکز قدرت، به عبارت دیگر خودپرستی و زور. در اسلام با هر دو عامل مبارزه شده است، هم با عامل خودپرستی و هم با تمرکز عامل زور که «مَنْ مَلِک اسْتَأثَرَ» (هرچند خوب است تمرکز قدرت عامل اجتماعی محسوب شود).
اما در وجود طبقه از دست داده نیز دو عامل است که هر کدام به تنهایی برای فراهم شدن زمینه سلب آزادیها کافی است: یکی بیحسی و تنبلی و لاقیدی و بیتفاوتی، ضعف و زبونی، و دیگر بیخبری و ناآگاهی و بی رشدی؛ و باز چنانکه میدانیم در اسلام بیتفاوتی نسبت به حقوق خود مردود و مطرود است [١]. پیغمبر فرمود: لن تقدّس امّة حتّی یؤخذ للضّعیف حقّه من القوی غیر متعتع. علی علیه السلام فرمود: لا یمنع الضّیم الذّلیل ولا یدرک الحقّ الّا بالجدّ. اسلام نه تنها طرفدار زبونی و ضعف نیست، طرفدار جسوری است، «لن تقدّس امّة ...». اسلام طرفدار قوّت و نیروست. به قول ویل دورانت هیچ دینی مانند اسلام پیروان خود را به قوّت دعوت نکرده است (برخلاف مسیحیت که کار قیصر را به قیصر و کار خدا را به خدا وا میگذارد). اسلام صریحاً برده و ذلیل غیربودن را خلاف رضای حق میداند.
علی علیه السلام به امام حسن فرمود: ولا تکن عبد غیرک و قد جعلک اللَّه حرّاً.
[١]. لا یحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسّوءِ مِنَ الْقَوْلِ ... قبلًا گفتیم که شناساندن انسان به خودش و مؤمن کردن انسان به خودش عامل اساسی است که او را از بیتفاوتی خارج میکند، شأن خود را لایق پستی و زبونی نمیداند.