یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤ - آرزو، طول امل
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١، ص: ٣٤
نیست، چرا و به چه جهت اولویت دارد؟ بلکه میتوان گفت اولی این است که انسان چنین آرزویی داشته باشد زیرا بهتر و محکمتر و بااطمینانتر کارهای شخص خود را انجام میدهد و به هرحال اولویتی برای قصر امل به این معنی نمیتوان پیدا کرد.
تفسیر دیگر این است که بگوییم مقصود از امل، امل بقاء است، یعنی آرزوی اینکه زیاد زنده بماند (نه آرزوی اموری که مستلزم طول عمر است) و مقصود از طول امل بقاء، این است که آدمی همیشه چنین فرض کند و عملًا چنین رفتار کند که وقت برای کارهای لازم هنوز باقی است که از آن میشود به «اصل دیر نمیشود» تعبیر کرد. مثلًا انسان احساس میکند که ملکات عالیهای که باید تحصیل کند و یا یقینی که لازم است داشته باشد که لااقل عندالموت ایمانش مستودع نباشد و به عبارت دیگر مستعد موت (استعد لسفرک ... والاستعداد للموت قبل حلول الفوت) نیست، مثلًا دیون الهی و مردمی را باید ادا کند، باید توبه کند، باید از خودش صدقه جاریه باقی بگذارد از تألیف یا تأسیس مؤسسات خیریه و غیره، و میداند که همه اینها کارهای لازمی است و آدمی دوبار به این دنیا نمیآید و دنیا مزرعه آخرت است و فرصت سلامت و شباب و عمر را باید مغتنم شمرد که «انّ لربّکم فی أیام دهرکم نفحات ألا فتعرّضوا لها» و آنگاه انسان به پیروی از «اصل دیر نمیشود» و «هنوز وقت باقی» است نفحات زودگذر و فرّار رحمات الهی را از دست بدهد و تأخیر کند. این است که مذموم و ممنوع و بلکه حرام است زیرا مقدمه حرام است. دستورهای مذمّت طول امل همه متوجه این جهت است که از نظر وظایف لازم فرض اینکه دیر نمیشود و آینده هم متعلق به ماست دروغ است و باید گفت:«قم واغتنم الفرصة بین العدمین» (رجوع شود به یادداشتهای عمر). از این نظر باید احتمال نیامدن فردا و احتمال مشغول بودن فردا یعنی احتمال کار و عدم فراغت و احتمال سالم نبودن فردا و احتمال ضعیف بودن فردا و احتمال پیر و فر توت بودن را بر احتمال نبودن مقدّم و به تعبیر اصولیین آن احتمال را کالعدم فرض کرد و گفت:«الغ احتمال البقاء واحتمال الفراغ و احتمال السّلامة و احتمال