فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٨ - ٥ روابط اجتماعی
- ولی در مورد علت واقعی نمیتواند وجود داشته باشد.
استاد: علت واقعی که اصلًا چنین چیزی در مورد آن محال است. ولی بحث اینها در علل ایجادی که ما میگوییم نیست، همه در همین علل معدّه است.
- بحث اول که بحث علیت بود، آن آخر بحث نفهمیدم چه نتیجهای گرفتیم.
استاد: در واقع ما دو بحث کردیم یعنی همه یک بحث نبود. بحث اول راجع به این نظریه بود که اقتصاد زیربناست. اول بهطور مطلق در کلمات مارکس و دیگران بیان شده، ولی بعد در تعلیماتی که در آخر دادند، هم خود مارکس هم انگلس تعدیلاتی در آن وارد آوردند و حتی مؤلف میگوید:
«انگلس نیز در مکاتبات خود اعتراف کرد که بعضی از فرمولهای افراطی مارکس و خود او نتیجه بحثهای مشاجره آمیز آنان بوده است.» تقریباً از اینکه اقتصاد علت مطلق باشد دست برداشتند به همین شکلی که حالا ما توجیه کردیم، یعنی گفتند با اینکه علت است ولی علیت مطلق ندارد، تحت تأثیر معلول خودش هم قرار میگیرد. این یک بحث بود.
- به هر حال ما به این شکل توجیه کردیم.
استاد: خودشان به این شکل توجیه نکردند، ما به این شکل توجیه کردیم.
- اگر بخواهند میتوانند اینطور توجیه کنند.
استاد: میتوانند، اگر توجیه کرده باشند.
- منظورم این است که ما نمیتوانیم در این زمینه به آنها ایرادی وارد کنیم.
استاد: از این نظر نه، مگر اینکه بعضی حرفهای دیگری گفته باشند که خود حرف آنها ضد حرف ما باشد، چون وقتی کسی حرف کسی را توجیه میکند در حدی قابل