فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٤ - اصل تأثیر متقابل
است، پس این زیربنا تحت تأثیر آن روبناها هم قرار میگیرد.
و نتیجه نهایی باز این میشود که زیربنا بودن سر جای خودش محفوظ است چون تعیین کننده نهایی باز هم اقتصاد است. روبنا روی زیربنا اثر میگذارد اما این اثرگذاشتن منافات ندارد با اینکه تعیین کننده واقعی و نهایی باز هم زیربنا باشد. مثل یک سواره و یک مرکوب، که این روی آن تا حدی اثر میگذارد ولی باز راه واقعی را اوست که دارد میرود نه این؛ اگرچه مثال راکب و مرکوب مثال کافی نیست. از این مطلب بگذریم.
در خلال بحثها [مؤلف] میگوید گذشته از اینکه خودشان آمدند با این بیان یعنی با استمداد از یک اصل از اصول دیالکتیک که اصل تأثیر متقابل باشد تعدیلی به وجود آوردند، از راه دیگر هم باز میتوان این تعدیل را به وجود آورد. البته آن راه دیگر هم اگر بخواهد مبنای فلسفی داشته باشد به همین راه میپیوندد.
- خود اصل تأثیر متقابل را آنها چگونه تشریح میکنند؟
اصل تأثیر متقابل
آنها در اصل تأثیر متقابل بیش از این نمیگویند که همه چیز در همه چیز اثر میگذارد؛ یعنی خودشان اینطور بیان میکنند. این اصل تأثیر متقابل مثل همه اصول دیگر باز از هگل گرفته شده.یک وقت دیگر هم عرض کردیم فلسفه هگل یک فلسفه عقلانی است، یعنی بر اساس انتزاعات ذهن است، منتها چون هگل قائل است که ذهن و عین یک چیز هستند و یک جور عمل میکنند و آنچه را که ذهن انتزاع میکند عینِ همین چیزی میداند که در خارج وجود پیدا میکند، این است که میگوید معقول همیشه مطابق است با موجود؛ هر معقولی موجود است و هر موجودی معقول.هگل بر اساس آنچه که در معقولات گفته میشود (ما هم میگوییم «اضافات و نسب». در آنجا این بحث مطرح است که آیا اشیاء همه با یکدیگر پیوند دارند، اضافه و نسبت دارند؟) میگوید همه چیز با همه چیز پیوند دارد، اضافه دارد. اضافه معنایی است که شامل- به قول فلاسفه ما- اموری که حتی در خارج هم وجود عینی ندارند میشود، مثل اینکه الآن شما که در اینجا روی این زمین نشستهاید اضافهای با این سقف دارید، سقف اضافهای با شما دارد و آن این است که بالاسر شماست. این خودش یک اضافه است، یک نسبت است. یک نسبت با شما دارد که