فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٢ - از نظر مارکسیسم شرافت انسان به کار اوست
عمل بپیوندد شرافت دارد؛ یعنی آن علمی که با عمل توأم است، علمی که به تعبیر اینها خیزی است در راه فتح کردن، محترم است. اینجا ضمناً ما به یک معیار اخلاقی خاص هم برای کار میرسیم و آن این است: وقتی که کمال و شرف انسان به کارش شد- که باز هم راجع به این قضیه توضیح میدهیم- به همین دلیل کار یک امر قابل فروش نمیتواند باشد. (درست توجه کنید، بعد تطبیق کردن اینها با مسائلی که ما خودمان داریم خیلی جالب درمیآید، مخصوصاً اگر برسیم با یک مقایسه کاملتر نتیجه گیری کنیم.) الآن خود ما چیزهایی را که معیار شرف انسانیت است، ارزشهای عالی بشریت است آیا فوق فروش میدانیم یا نمیدانیم؟ اگر کسی کار خودش را بفروشد ما نه تنها او را مذمت نمیکنیم، تقدیس هم میکنیم، [میگوییم] کار میکند، مزد میگیرد، نان میخورد. قصه آن شعرهای جلال الممالک است:
شنیدم کارفرمایی نظر کرد | ز روی کبر و نخوت کارگر را | |