فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٦ - بیان فخر رازی
بیان فخر رازی
فخر رازی با این که مرد خیلی دانشمندی هست، هم متکلم است، هم مفسّر است، هم نسبتاً فیلسوف است، هم ادیب است، هم ریاضی دان است و هم طبیب است، خیلی مرد فوق العادهای است، ولی اساس تفکرش را تفکر کلامی [تشکیل میدهد،] کلامی به اصطلاح ما، یعنی طرز تفکر اشعری یا معتزلی که او اشعری بوده است، اساس تفکرش را تفکر اشعری تشکیل میدهد. (الآن گفتیم که یکی از اصول تفکر اشعری این است که یک پیوستگی ذاتی میان اشیاء نیست.) و لهذا با این که یک مرد وارد در فلسفه هست و گاهی که حرفها را از زبان دیگران تقریر میکند خوب هم تقریر میکند ولی تفکر خودش تفکر کلامی است. آنجایی که عقیده خودش را میخواهد بگوید باز به آن شکل در میآید. تفسیرش هم تمام، رنگ همان کلام اشعری را دارد با این که تفسیرش انصافاً مزایای خیلی زیادی دارد، برای این که مرد فوق العاده باهوشی بوده و فکر جوّالی داشته و بعد هم به اصطلاح شجاع بوده (این را امروزیها به این شکل بیان میکنند، درست هم میگویند)، مرد شجاعی بوده، یعنی از روبرو شدن با مسائل و مشکلات نمیهراسیده. خیلیها در کتابهای خودشان وقتی که در یک مسئلهای با یک مشکل بزرگ مواجه میشوند که نمیتوانند آن را حل کنند، میترسند، کنارش میگذارند، رد میشوند. ولی او نه، هر مشکلی که پیش آمده به جنگ آن مشکل رفته، اعم از آن که زمین خورده یا زمین زده. این جهت هم در او هست. این است که آیات را در حدود معلومات خودش و معلومات زمان خودش خیلی میشکافد و از این جهت نکات خیلی زیاد و خوب در تفسیرش پیدا میشود. ولی متأسفانه به علت این که اساس تفکرش تفکر اشعری است خیلی مسائل را در همان جهت تفکر اشعری بررسی کرده است و یک حرفهای اضافه و زیادی گفته که خیلی از حرفهای تفسیرش را اصلًا باید دور ریخت و فایده ندارد. به هر حال چنین آدمی است. او روی آن تفکر اشعری که دارد، آیات سوره واقعه را که تفسیر کرده است، در آنجا که قرآن مجید میفرماید: «أَفَرَأَیتُمْ ما تُمْنونَ ءَ أَنْتُمْ تَخْلُقونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقونَ» [١]، «أَفَرَأَیتُمْ ما تَحْرُثونَ ءَ انْتُمْ تَزرَعونَهُ أَمْ نَحْنُ الزّارِعون» [٢]،
[١] واقعه/ ٥٨ و ٥٩.[٢] واقعه/ ٦٣ و ٦٤.