فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٥ - ٢ پرکسیس یا فلسفه عمل
٢ پرکسیس یا فلسفه عمل
در فصل سوم راجع به فلسفه پرکسیس بحث میکردیم. فلسفه پرکسیس را فلسفه عمل معنی کردهاند و اینطور که میگویند [پرکسیس] لغتی است که مثل اکثر یا همه لغات فلسفی ریشه یونانی دارد و در لغت یونانی «پرکسیس» به عملی میگویند که خود عمل هدف باشد نه عملی که وسیله و مولد یک امر دیگر باشد. اینها میگویند که مارکسیسم فلسفه عمل است؛ به چه معنا یا در واقع به چه معانی؟ گفتیم در واقع این فلسفه تمایزش با فلسفههای دیگر- لااقل به ادعای خودش- این است که برای عمل نسبت به اندیشه تقدم قائل است؛ درواقع میخواهد بگوید من فلسفه عملم نه اندیشه، که البته «نه اندیشه» به معنای اینکه برای اندیشه رتبه دوم قائل است و رتبه اول را برای عمل قائل است. به قول این کتاب اصلًا مارکسیسم غیر از اینکه فلسفه پرکسیس است خودش هم یک پرکسیس است یعنی یک عکس العملی است در مقابل یک وضع موجودی که در آن زمان بوده است و به قول اینها در مقابل فلسفههای روحانی و پنداره گرا (مقصودش ایده آلیسم است)، خودش یک عکس العملی است در مقابل آن فلسفهها. ولی اینجا که ما میگوییم فلسفه مارکس فلسفه پرکسیس [است] مقصود این نیست که خودش به عنوان یک عکس العمل در مقابل یک وضعی به وجود آمده، که این شامل خیلی فلسفههای دیگر هم ممکن