فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٩ - ٧ ریشه های فکری فلسفه مارکس
(مارکس) ماتریالیسم را از فویرباخ الهام گرفت. خودش هم- آنطور که مینویسد- از همان دوران دانشجویی و در نوزده سالگی که نامهای به پدرش نوشته، تمایل به سوی مادیگری داشته است. ولی آن که فلسفه هگل را به این صورت برگردان کرد فویرباخ بود؛ و کار دیگری که فویرباخ بالخصوص کرد- که این کار بیش از پیش برای مارکس و انگلس و امثال اینها جالب بود- این بود که از خداگرایی اعراض کرد به سوی ناخداگرایی، که این همان جنبه ماتریالیسم بود، و بالخصوص یک فلسفه بشرگرایی و یک اومانیزم به وجود آورد. این انسانگرایی و بشرگرایی چیزی بود که مارکس و انگلس در عمل چنین چیزی میخواستند ولی تئوریاش را نداشتند، چون اینها به دنبال سوسیالیزم و کمونیزم جهانی بودند و در واقع میخواستند- به تعبیر نویسنده- اصالت انسان را پیاده کنند بدون آن که ابزار فلسفی آن را داشته باشند. حق دومی که فویرباخ به گردن اینها دارد آن جنبه بشرگرایی اوست که در آن بشرگرایی در واقع ماتریالیسم را یک قدم- به قول اینها- جلو برد. قبل از فویرباخ هم ماتریالیسم وجود داشته است. فویرباخ و دیگران همه در قرن نوزده بودند، خود هگل هم در قرن نوزده بود و فلسفه مادی سابقه خیلی بیش از این دارد و مخصوصاً قرن هجدهم دوره شکوفایی فلسفه مادی است. ولی فلسفههای مادی قبل از فویرباخ هیچ جنبه بشرگرایی نداشت بلکه بشر را به صورت یک بشر ماده گرا درمیآورد.
اینجا یک توضیحی عرض کنم. ما دو ماتریالیسم داریم (و به قول اینها دو ایده آلیسم هم داریم):
یک ماتریالیسم، ماتریالیسم فلسفی است، همین است که به معنی نفی خدا و انکار خداست. یک ماتریالیسم، ماتریالیسم اخلاقی است، یعنی ماده پرستی انسان، این که انسان فقط خواهان مادیات باشد، و به عبارت دیگر خودپرستی، یعنی هیچ ایده اخلاقی نداشتن. ایده آلیسم هم به تعبیر اینها دو ایده آلیسم است. ایده آلیسم فلسفی همان اصالت ذهن و اصالت روح است و به قول اینها نفی ماده واقعی، و ایده آلیسم اخلاقی عبارت از این است که انسان در زندگی دارای یک سلسله کمال مطلوبها و ایده آلهای عالی انسانی باشد، تنها یک موجود هواپرست خودخواه شهوتگرا نباشد.
تا قبل از دوره فویرباخ ماتریالیسم اخلاقی ملازم بود با ماتریالیسم فلسفی، و ایده آلیسم اخلاقی تنها در زمینه ایده آلیسم فلسفی قابل توجیه بود. کاری که فویرباخ کرد این بود که به قول اینها گریبان ماتریالیسم فلسفی را از چنگال ماتریالیسم اخلاقی