فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٣ - ٥ ریشه های فکری فلسفه مارکس
مادی مارکس است، یعنی بحث درباره ماتریالیسم مارکس است. میگوید که فویرباخ برخلاف هگل یک نفر ماده گرا بود. اینجا از او تعبیر میکند به «طبیعت گرا» در مقابل «ماده گرا»، در صورتی که این که در مقابل «ماتریالیست» «ناتورالیست» میگویند، ایندو فرق چندانی ندارند و خودش هم بعد تعبیر را عوض میکند. اول میگوید که فویرباخ طبیعت گرا بود نه مادیگرا. بعد خوب توضیح میدهد که مقصود این است که فویرباخ یک مادیگرای جامد بود ولی مارکس یک مادیگرای تحول گرا. انگلس هم همین مطلب را گفته است که مادیگرایی فویرباخ یک مادیگرایی سطحی و بیروح و جامد و مبتذل بود. حال آقای مارکس چه کرد که این مادیگرایی بیروح و سطحی و مبتذل و جامد را متحول کرد و به صورت مادیگرایی متحول و دینامیک و خودرو تغییر داد، کارش همین بود که آن را با اندیشه منطقی هگل، با دیالکتیک هگل پیوند داد، همین سخن معروفی که همه میگویند- و استالین هم در کتاب ماتریالیسم دیالکتیک به این حرف تصریح میکند- که قبل از مارکس ماتریالیسم وجود داشت اما یک ماتریالیسم بیروح و جامد و مبتذل؛ مقصودش این است که با یک منطقِ به قول اینها متافیزیکی، با منطق ساکن و جامد. و قبل از مارکس باز منطق دیالکتیک، منطق دینامیک وجود داشت که منطق هگل بود ولی بر اساس فلسفه ایده آلیستی به قول اینها. کاری که مارکس کرد این بود که از هگل منطق را گرفت، به تعبیر استالین پوسته ایده آلیستیاش را دور انداخت و از مادیگراییای که قبل از او بود- مخصوصاً مادیگرایی فویرباخ- مادیگراییاش را گرفت و آن پوسته منطقی جامدش را دور انداخت. پس چیزی از این گرفت و چیزی از آن، و چیزی از آن دور انداخت و چیزی از این، و در نتیجه یک مکتب جدید و یک نوزاد جدید به وجود آمد به نام «ماتریالیسم دیالکتیک» یعنی مادیگرایی دیالکتیکی، تحولی.
پس پیش افتادنش از فویرباخ به این صورت بود که آن ماتریالیسم جامد را تبدیل به یک ماتریالیسم تحول گرا کرد. البته در اینجا از دو جا مایه گرفت. معمولًا میگویند مایه اولی را از هگل گرفت (و درست هم همین است)، این تحول گرایی را از منطق هگل گرفت. ولی مقارن با این که افکار مارکس داشت منتشر میشد افکار داروین در باب تکامل منتشر شد، چون گویا تبدل انواع داروین در ١٨٥٨ منتشر میشود، مقارن همان سالها مانیفست اینها منتشر شد. [انتشار آن] دو سه سال بعد از مانیفست ولی چند سال قبل از کتاب سرمایه بود. این داروینیسم و اصل تکاملی که