فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٠ - ٢ نیروی تولیدی
میگیرند. آسیاب یک وسیله تولید ثروت نیست، وسیله آماده کردن ثروتِ به دست آمده است برای مصرف کردن؛ چون اولًا ابزارها همه ابزارهای اقتصادی نیست، ثانیاً همه ابزارهای اقتصادی هم ابزار تولید نیست. فرض کنید قلم و دوات در قدیم، خودنویس و خودکار در جدید، اینها جزء ابزارهای زندگی هستند اما ابزار تولید نیستند، مستقیماً ثروت تولید نمیکنند. ابزار مصرفی هم همینطور است، مستقیماً ابزار تولید نیستند. اگر ما ابزار تولید را اینطور تعریف کنیم، بگوییم وسائلی که به آن وسیله انسان ثروتی بر ثروتهای بشر میافزاید، در این صورت اینها ابزار تولید نیستند. بله، اگر ما ابزار تولید را به یک معنای عامی تعریف کنیم، بگوییم مقصود از ابزار تولید ابزارهایی است که به وسیله آن ابزار بشر یک کار مفید، یک کار لازم برای افراد دیگر ایجاد میکند، به آن معنا آسیاب هم یک ابزار تولید است، قلم خودنویس هم یک ابزار تولید است.
به هر حال ما میخواهیم اینها را از همدیگر بشکافیم. وقتی مثلًا میگویند تکامل ابزار تولید، [آیا] این تکامل ابزار تولید را ما محدود کنیم به همان ابزار مولد ثروت مثل کارخانه نساجی یا تراکتور، یا اینکه به معنی اعم بگیریم که شامل اینجور چیزها هم بشود؟ فرض کنید [قاشق].
قاشق یک وسیله مصرف است، ابزار مصرف است نه ابزار تولید. بعدها باید بیشتر روی اینها بحث کنیم که مقصود چیست.
٢. نیروی تولیدی
حال ابزار تولید تا این حدود مشخص است که به چه چیزهایی میگویند. نیروی تولیدی چطور؟
آیا نیروی تولیدی که میگوییم مقصود همان ابزار تولید است؟ بدون شک ابزار تولید نیروی تولید هم هست. یک کارخانه نیروی تولید است. ولی گاهی یک چیز نیروی تولید هست اما ابزار تولید نیست. خود انسان، خود کارگر، بازوی کارگر، مغز کارگر یا مغز هر مفکری که اختراع میکند، اینها همه نیروهای تولیدی هستند ولی ابزار تولید نیستند. هرچه که ما به قدیمتر برویم نیروی تولید از ابزار تولید جداست، به این معنا که بشر ابزاری نداشته، مستقیماً کارها را انجام میداده است. هرچه که تمدن پیش آمده، ابزار تولید زیادتر شده ولی در عین حال باز از نیروی انسان بینیازی پیدا نشده، نیروی انسان خودش مولد است. این هم نیروی تولیدی.