فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٩ - ١ ابزار تولید
که مارکس دارد که البته تز غلطی هم هست)، سرمایه قدرت ندارد که سود اضافی به وجود بیاورد، سود اضافی فقط و فقط مال کار است، بنابراین هرچه سرمایهدار سود میبرد مال توست، آن وقت است که ما فکر او را بالا بردهایم. فکر او را که بالا بردیم او میتواند روی تاریخ اثر بگذارد. پس این فلسفه قدرت هم در نهایت امر باید برگردد به آن فلسفه (یعنی مبنای فلسفیاش آن است) که ما قائل شویم که روبنا به حکم اصل تأثیر متقابل میتواند روی زیربنا اثر بگذارد. این یک مطلب.
اصطلاحات
١. ابزار تولید
یک مطلب دیگر در اینجا این است که (شاید آقایان هم باید روی این مطلب کار کنید) اصطلاحات خاصی در اینجا به کار برده میشود که لااقل در تعبیرات فارسی گاهی نامشخص است. حتی به نظر میرسد در ترجمه این کتاب بعضی اصطلاحات نامشخص است. من نمیدانم در اصل نامشخص بوده یا مترجم نتوانسته مشخص کند، چون گاهی حرفهایی درمیآید که با همدیگر سازگار نیست یعنی نمیتواند منطق یک صاحب اندیشه باشد. آن اصطلاحات این است: میگوییم ابزار تولید، نیروی تولیدی، وجه تولید، شیوه تولید، مناسبات تولیدی و دیگر مناسبات اجتماعی.
اینها را ما باید تعریف کنیم، تا تعریف نکنیم مطلب درست روشن نمیشود. بعضی از آنها تا حد زیادی روشن است. ابزار تولید اگر بگوییم، مقصود همین ابزارهایی است که وسیله تولید مواد اقتصادی است، وسیله تولید ثروت است. به عبارت دیگر، ابزار تولید ثروت. ابزارهای خیلی قدیمی را در نظر بگیریم. فرض کنید ابزار کشاورزی، مثلًا خیش. این دستگاه قدیمی که در کشاورزی بود خودش ابزار تولید بود. آن حیوان، گاو، اسب یا الاغی که از آن در کشاورزی استفاده میکردند باز ابزار تولید بود. در دوره قبل از کشاورزی، در دوره شکار، آن تیر و آن کمان و حتی آن سنگی که به وسیله آن احیاناً حیوان را شکار میکردند، آن شبکهای که با آن ماهی را از دریا شکار میکردند اینها ابزار تولید بود. تا میرسد به بیل مثلًا. بیل یکی از ابزار تولید [است،] یا وسایل دیگری که هست.
در عصر جدید ابزار تولید تکامل پیدا میکند. خود اینها مثال میزنند به آسیاب، اگرچه آسیاب [ابزار مصرف است.] اینها اغلب ابزار مصرف را با ابزار تولید یکی