فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣ - ١ مکانیسم اندیشه
همدیگر ترکیب شد دیگر میشود «کاملتر». نه، ایندو با هم ترکیب بشوند معنایش «کاملتر» نیست. تا یک فکر و نهاد جدید پیدا نشود اینها کاملتر نمیشوند؛ یعنی در مورد سنتز یک واقعیت کاملتری واقعاً پیدا شده، یعنی این صرفاً حاصل جمع دوتای گذشته نیست، از جمع این گذشتهها یک شیء جدید پیدا میشود.
- به نظر قدما این قوه سوم، قوه جدید از کجا پدید میآید، از یک مبدأ [مفارق]؟
استاد: بله، میگویند طبیعت همیشه نیروهای جدید خودش را، [از یک مبدأ مفارق میگیرد. البته] هرچه میگیرد جدید است. همیشه از یک طرف آمادگی برای پذیرش است و از طرف دیگر افاضه برای دادن. تا وقتی که شیء قابلیت داشته باشد یعنی قوه را داشته باشد میگیرد، وقتی هم نداشته باشد آنچه که گرفته فانی میشود و از بین میرود و مثل این است که در واقع به اصل خودش برگردد. آن (حرف قدما) خیلی منطقیتر از این حرف است. این فقط ارزش ادبی دارد: هر فکر و هر نهاد تصدیق به موجودیت خود میکند. ضمن رشد بعد از اینکه خود را تحمیل میکند مخالفتی از درون خودش بر میانگیزد و ضد خود را ایجاد میکند و این ضد مانند نوجوانی که برای تأیید شخصیت خودش مخالفت میکند، مخالفت میکند، بعد فکر نو ظهور میکند. اینها از کجا؟
- میشود گفت تز و آنتی تز علل معدّه هستند.
استاد: بله، علل معدّهاند ولی علل ایجادی نمیتوانند باشند.
- «بدین ترتیب است که به قول مارکس و انگلس نظام جماعتهای بدوی (تز) طی قرنها جای به نظام مالکیت خصوصی میدهد که موجب برانگیختن مبارزات طبقاتی میشود (آنتی تز) ولیکن از نظام اخیر نظام اشتراکی ظهور خواهد کرد که ضمن حفظ پیشرفتهای انجام شده در نظام سرمایه داری بشریت را در یک جامعه