فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٣ - ١ مادیگرایی تاریخی
انسان است یعنی اینطور باید گفت: یک برداشت اقتصادی از انسان و یک برداشت تاریخی از انسان است بدون برداشتی انسانی از اقتصاد یا برداشتی انسانی از تاریخ؛ یعنی اقتصاد دیگر انسانی تفسیر نمیشود و معنی ندارد، انسانْ اقتصادی تفسیر میشود. تاریخ به نحو انسانی به هیچ وجه تفسیر نمیشود، انسان به شکل تاریخی تفسیر میشود؛ و این عبارت است از همان نفی اصالت انسان که به هیچ رو قابل توجیه نیست. اساس حرف این بوده است. خود مارکس و انگلس هر دو در اواخر پی بردند به اینکه اینجور که ما صددرصد تاریخ را به نحو اقتصادی و اقتصاد را به نحو تاریخی تفسیر میکنیم، برای انسان دیگر نقشی قائل نیستیم چون مسئله این میشود که تاریخ با یک جبر اقتصادی به پیش میرود، و معنای جبر اقتصادی این است که اقتصاد به هر شکل و هر وضعی که در بیاید قهراً و جبراً درمیآید، چون نتیجه تاریخ گذشته است، هر نسلی که میآید وارث وضع اقتصادی گذشته است، قوای تولیدی در گذشته به هر شکل بوده وارث آن است [و آن قوا] باز [اقتصاد] را به جلو میبرد. آن وقت برای اراده و نقش فعال انسان دیگر چیزی قائل نیست.
اگر یادتان باشد در یکی از جلسات پیش- آنجا که بحث درباره هگل بود- گفتیم که این دیالکتیک در عین حال یک خصلت آلمانی دارد، خصلت پرتحرک روان آلمانی در آن هست، برای اینکه وقتی که نشان میدهد که تاریخ را اضداد به جلو میبرند در واقع یک نوع دعوت به پرخاشگری است. از این جهت فلسفه قدرت به شمار میرود. هگل خودش خیلی فیلسوف بزرگی بوده، آن نکاتی را در نظر میگرفته که اینها اغلب در نظر نمیگرفتند. خود او مطلبی گفته است که در یکی از ضمیمههای [این بخش] بود اگرچه ما در این درس نخواندیم و آن این است که هگل در واقع به نحوی خواسته قضیه را توجیه کند که شما میگویید که تضاد تاریخ را به وجود میآورد، پس نقش انسان چیست؟ آیا انسان هم نقشی دارد یا ندارد؟ میگوید نقش انسان فقط در متمایز کردن این تضاد در شعورهاست. یعنی چه؟ یعنی تضادها به صورت یک امر واقعی وجود دارد ولی بسا هست در شعور انسانها آنچنان که باید منعکس نیست. آن وقت نقش انسانهای دیگر این است که این وضع موجود را در اذهان آنچنان که هست وارد میکنند. مثلًا سرمایه داری هست و کارگری و در واقع اینها دو قطب مخالف و متضادند. ولی شعور کارگر یک حالت نابیداری و غفلت و رکودی دارد. انسان این نقش را میتواند داشته باشد که میآید