فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٠ - بطلان نظریه ماتریالیستها
پس این نتیجه گیریای که اینها کردهاند به این دلیل غلط است؛ و بعلاوه در جلسه پیش گفتیم هگل روی مبنای خودش میتواند این مطلب را بیان کند که ضدی ضد خود را نتیجه میدهد، چون مبنای او «وحدت معقول و موجود» است. درباره عملیاتی که در ذهن واقع میشود، چون ذهن را با عین یکی میداند، میگوید عین هم این است. شما همیشه در خارج میگویید علت و معلول و در ذهن میگویید استدلال و نتیجه؛ میگویید ذهن استدلال میکند، ولی خارج را که نمیگویید استدلال میکند. ما استدلال را به اصطلاح از معقولات ثانیه منطقی میدانیم. ولی هگل میگوید اصلًا این حرفها دروغ است. هرچه در ذهن است عین همان در خارج است. اگر کلی در ذهن است، کلی همچنین در خارج است. اگر نوعیت و جنسیت در ذهن است، عین همانها در خارج است. اگر قیاس در ذهن است، قیاس در خارج است. اگر استدلال در ذهن است، استدلال در خارج است. او روی همان مبنایش- اگرچه غلط است- میتواند بگوید هر ضدی منطقاً و ضرورتاً از ضد خودش نتیجه میشود. اما شما که آنها را پوستههای ایده آلیستی مکتب هگل میدانید و الغاء کردید مجبورید به رابطه علت و معلولی قائل باشید. به رابطه علت و معلولی که قائل باشید سؤالها باقی میماند که این معلول چگونه از آن علت به وجود میآید و حال آنکه آن علت در زمان این معلول وجود ندارد؟ پس آن علت تمامْ علت نیست، پس آن جزء علت است، پس آن علتی است که فقط امکانات و شرایط را فراهم میکند بدون آن که وجوددهنده معلول باشد. «ءَ انْتُمْ تَخْلُقونَهُ امْ نَحْنُ الْخالِقونَ» خالق چیز دیگری است؛ حارث و کشاورز شرایط و امکانات را فراهم میکند. این دانه گندم مادامی که در جوال هست این امکان برایش وجود ندارد ولی وقتی که کشاورز آمد این را در یک زمین مناسب زیر خاک کرد، آب هم به آن رساند، در شرایطی که نور و حرارت هم به آن میرسد، تازه شرایط و امکانات است، وقتی شرایط و امکانات بود، تازه آن بوتهای که از این میخواهد به وجود بیاید میشود یک امر ممکن الوجود. پس شما کارتان امکانات و شرایط فراهم کردن است ولی شما خالق نیستید، اشتباه نکنید. «أَفَرَأیتُمْ ما تُمْنونَ». پدر خیال نکند خالق فرزند است. پدر فراهم کننده شرایط فرزند است. پدر خالق حرکات وجود خودش است. تازه آن هم نه خالق بالاستقلال، خالق به غیر استقلال. ولی از نظر پیدایش فرزند فقط شرایط و