فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٦ - آیا دین منشأ از خودبیگانگی است؟
چیزهای دیگر.
تا اینجا مرحله اول گرایش از ایده آلیسم هگل به ماتریالیسم مارکس است که به وسیله فویرباخ انجام شده که نه تنها گرایش از ایده آلیسم به ماتریالیسم است، ضمناً گرایش به اومانیزم هم هست، یعنی گرایش به ماتریالیسمی که ضمناً ماتریالیسم اومانیست هم هست یعنی انسانگرا هم هست.
- بنابراین اگر رأیشان این باشد باید یک مصداق کاملی که دارای این دو جنبه هم باشد فرض کنند و وجود خارجی به آن بدهند؛ آیا چنین میکنند؟
استاد: بله، میگویند انسان سوسیالیست.
- چه کسی بوده؟
استاد: خودشان (یک کتابی ترجمه کردهاند به نام انسان راستین) یا خود کارل مارکس را میگویند.
- آیا به سوی دین آمده؟ این که به سوی دین آمده از جهت انحطاطش آمده. نه، آن انسان اولی که دو وجود ذهنی و عینی داشته و کامل بوده مصداقش نزد آنها کیست که طردش میکنند؟
استاد: آن انسان که میگویند، به یک شخص نظر ندارند. اینها به صورت اجتماعی مطالعه میکنند؛ میگویند انسان یعنی جامعه انسان نه یک فرد انسان.
- حتماً باید یک فرد خارجی باشد؟
استاد: نه، اینها به یک فرد معین نظر ندارند؛ نمیخواهند بگویند که به وسیله یک فرد معین این کار صورت گرفت. ملحدین قدیم- که به آنها «زنادقه» میگفتند و منکر دین و خدا و همه چیز بودند- توجیهاتشان در باب پیدایش دین روی شخص انبیاء