فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٨ - تناقض میان ماتریالیسم تاریخی مارکس و منطق دیالکتیک
- آنها میگویند بالفعل هم تأثیر دارد، یعنی روبنا روی زیربنا تأثیر بالفعل دارد.
استاد: پس این مثال درست نیست. حال در آنجا به قول شما میگویید [روبنا] اثر میگذارد، چرا تأثیرش کم است، روی چه مقیاسی؟ این کمی و زیادیاش از چیست؟ در باب مثالی که شما گفتید، چون روی فرمول علمی است [تأثیر متقابل درست است،] یعنی این جسم است آن هم جسم است، روی قانون علمی مقدار قوه جاذبه جسم تناسب خاص دارد با جرم آن. جرم این جسم از جرم آن جسم بیشتر است پس مقدار نیروی این بیشتر است از مقدار نیرویی که آن وارد میکند. ولی در آنجا شما چگونه میتوانید [این سخن را] بگویید؟ آیا میتوانید بگویید اقتصاد منشأ یک نیروست و فرهنگ هم از این جنس است ولی کوچکتر از آن، و چون از آن کمتر و کوچکتر است اثرش روی آن کمتر است؟
- نه، آنها اینطور میگویند که خود فرهنگ زاییده روابط تولید و روابط اقتصادی است.
استاد: چرا اقتصاد زاییده فرهنگ نباشد روی اصل تأثیر متقابل؟
- میگویند عملًا داریم میبینیم.
استاد: میگوییم درست. من نگفتم آن حرف باطل است. ممکن است آن حرف باطل نباشد ولی با دیالکتیک جور در نمیآید. یا باید شما دست از یکی از اصول دیالکتیک بردارید و بچسبید به همان ماتریالیسم تاریخی، و یا باید این را بگیرید و از آن دست بردارید. حرف من این است که ایندو با یکدیگر غیرقابل جمع است؛ یا باید از این دست بردارید و یا از آن.
- یعنی قابل جمع بودنشان منافات دارد با اصل علیت.
استاد: با اصل علیت به شکلی که اینها قائل هستند که اصلًا هر علتی در عین علیت معلول