فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٣ - آزادی از نظر مارکسیسم
پس مسئله عمل با جبر تاریخ چگونه جور درمیآید؟
آزادی از نظر مارکسیسم
ناچار اینها آمدهاند آزادی انسان را به گونهای خاص تفسیر کردهاند، گفتهاند آزادی انسان به معنی این نیست که بتواند مسیر تاریخ را عوض کند، آزادی انسان به معنی آگاهی به ضرورتهای تاریخی است. تاریخ ضرورت خودش را دارد و طی میکند و میرود. انسان میتواند به ضرورتهای تاریخی آگاه بشود و حداکثرِ اختیارش این است که میتواند خود را با ضرورتهای تاریخی منطبق کند نه اینکه مسیر آن را عوض کند و تغییر بدهد. نظیر اینکه ما میگوییم زلزله واقع میشود. انسان سه حالت مختلف در مقابل زلزله میتواند داشته باشد: یکی اینکه بگوییم انسان اساساً نه میتواند جلو وقوع زلزله را بگیرد و نه میتواند پیش از وقوع آگاه بشود، بلکه باید همیشه در مقابل زلزله تسلیم محض و بلااختیار محض باشد. همینطور نشستهایم، ممکن است در ظرف چند ثانیه یکمرتبه زلزلهای بیاید یک شهر را واژگون کند.
دوم این است که ما نمیتوانیم نگذاریم زلزله واقع شود یا مسیرش را عوض کنیم، اگر آن مواد مذاب یا گازهایی که در زیر زمین هست زمین را میشکافد و میلرزاند، مسیر برایش معین کنیم که از اقیانوسها بیرون بیاید؛ ولی یک کار دیگر میتوانیم بکنیم، میتوانیم با زلزله سنج از وجود زلزله قبل از وقوعش لااقل چند دقیقه یا بیشتر- به هر نسبتی که علم بتواند- آگاه بشویم، همانطور که حیوانات آگاه میشوند. مسلّم علائمی دارد که حیوانات آگاه میشوند. این یک امر مسلّمی است که بسیاری از حیوانات از وقوع زلزله قبل از وقوعش آگاه میشوند. در همین زلزلهای که در بوئین زهرا واقع شد مکرر در زمان خودمان [این مطلب را] گفتند. در همین زلزلهای که چند سال پیش در تهران رخ داد در یکی از این کافهها که در آن تعدادی پرنده داشتهاند، بلبل و قناری و ...،
ناگهان میبینند که این حیوانات یکمرتبه به خود میافتند و به این طرف و آن طرف میروند، میخواهند این قفسها را بشکنند. اسباب تعجب مردم میشود که چه خبر است؟ گربهای دیدهاند؟
نه، گربهای نیست. یک ولوله عجیبی! به فاصله مثلًا یک دقیقه یک وقت میبینند زلزله آمد.
به هر حال، ممکن است انسان این کار را بتواند بکند که از وقوع زلزله و از