فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧ - آیا ممکن است متحرک عین محرک باشد؟
بینیاز است از ماوراء خودش، یعنی علت طبیعت و علت حرکتها و جریانهای طبیعت در درون خود طبیعت است و نه در بیرونش، چون همان تضاد درونی خودش است که منشأ حرکت خودش است، پس محرک طبیعت خود طبیعت است، در درون خودش است.
این است که همین مطلب تعبیری به اینها داده است که میگویند حرکتی که ما در طبیعت قائل هستیم یک نوع حرکت دینامیکی و خود به خودی است، در مقابل حرکت مکانیکی که از درون دستگاه نیست، از بیرون دستگاه است. یک ماشین، یک کارخانه وقتی حرکت میکند بالأخره یک موتور، که یک امری است ماورای این دستگاه، باید وجود داشته باشد که این دستگاه عظیم را به حرکت دربیاورد، نه اینکه همان که در درون خودش متحرک است خودش محرک خودش باشد، «خودْ حرکت» نیست. این است که اینها به مادیت مکانیکی اعتراض دارند، یعنی به آنهایی که آمدهاند جهان را به صورت مکانیکی توجیه کرده و خواستهاند جهان را فقط به صورت یک ماشین تصویر کنند، میگویند این تصویر غلط است؛ اگر جهان به صورت یک ماشین باشد بالأخره به یک نیروی ماوراء خودش احتیاج دارد؛ نه، جهان به صورت یک دستگاه دینامیک است که محرکش در درون خودش است، هر چیزی محرکش بهطور خودکار در درون خودش است. پس در اینحرف یک مفرّی پیدا کردند.
آیا ممکن است متحرک عین محرک باشد؟
حال این با حرفهای فلسفه ما در کجا ارتباط پیدا میکند؟ در فلسفه ما مطلبی مطرح است و آن این است که آیا اساساً ممکن است متحرک عین محرک باشد؟ که تقریباً این خودش منحل به دو مسئله میشود: یکی این که بگوییم اساساً متحرک نیازمند به محرک نیست؛ اصلًا چه کسی گفته است که یک حرکت نیازمند به محرک است؟ یعنی حرکت نیازمند به عاملِ دهنده، به عامل محرک، به فاعل نیست؛ حداکثر این است که نیازمند به قابل یعنی متحرک باشد، نه فاعل یعنی محرک. اینجا دو بحث مطرح میشود، یکی اثبات اینکه حرکت نیازمند به محرک هست، طبیعت و ذات حرکت به نحوی است که امکان ندارد بدون اینکه نیرویی در کار باشد حرکت به وجود بیاید.بحث دیگر همین مطلب اینجاست. نمیگوییم متحرک