فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٣ - مسئله اخذ اجرت بر عبادات
انسانیت است. ممکن است این آزادی خودش قبلًا تباه شده باشد و اگر تباه شده باشد آن وقت تو میتوانی برده بشوی، اما مادامی که وجود دارد قابل فروختن نیست.
مسئله اخذ اجرت بر عبادات
یا مسئله عبادت. مسئله اخذ اجرت بر عبادات، خودش مسئلهای است در فقه. آیا بر عبادات میشود اجرت گرفت یا نه؟ مسئله مهمی هم هست. البته در عبادات واجب، آنهایی که برای انسان واجب عینی است، شک ندارد که نمیشود؛ آدم پول بگیرد که نماز خودش را بخواند! مرحوم آقا شیخ علی اکبر واعظ یک وقتی در جایی نشسته بود، یک آقایی بود که میرفت جایی نماز میخواند، آن مسجد وابسته به یک موقوفهای بود، گفتند آنجا مثلًا ماهی صدتومان به امام میدهند.
گفت: «پس نماز خودش را میخواند ماهی صد تومان هم میگیرد!» حال انسان که نمیتواند فریضه خودش را انجام بدهد [و پول بگیرد؛] در این بحثی نیست. ولی چیزی که برای انسان فریضه عینی نیست و عبادت هم نیست چطور؟ اینجا بحثهایی است: در واجبات کفایی عبادی آیا میشود اجرت گرفت یا نه؟ مثل تجهیز میت، غسل دادن میت، که هم عبادی است هم واجب کفایی. در واجبات کفایی غیرعبادی چطور؟ در آنجا شاید شکی نباشد [که نمیشود اجرت گرفت.] و لهذا در مسئله طبابت این بحث هست که آیا پزشک برای مداوا میتواند پول بگیرد یا نه؟
این شبههای است که خیلی از فقها اجازه نمیدهند که پزشک برای مداوا کردن و نسخه دادن پول بگیرد و قدما وقتی میخواستند پول بگیرند، به عنوان حق القدم [میگرفتند،] میگفتند بر من مداوا کردن مریض واجب است ولی عیادت کردن از مریض بر من واجب نیست. اگر او آمد اینجا من مداوایش میکنم ولی من بلند شوم بروم آنجا نه.
اما در آنچه که بر انسان واجب نباشد، نه واجب عینی نه واجب کفایی، مثل عبادات استیجاری چطور؟ مسئله خیلی غامض مهمی است که در مکاسب محرمه مطرح است و اغلب اشکال میکنند. منتها ریشه اشکال چیست؟ بعضی اشکالشان از این جهت بوده که پول گرفتن با قصد قربت سازگار نیست. خودش یک مطلبی است، ولی بعضی خواستهاند بگویند نه، در عین حال قابل این مطلب هست. یک چیز دیگر که علت اساسیتر است این است که اساساً کاری نظیر عبادت بالاتر است از حد