فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٢ - شیوه تولید فردی و جمعی
که در وقت خرمن کوبی باید انجام میداد. پنج تای دیگر را میگفتند «سالار» که یک درجه بالاتر از دهقان بود. بچههای تازه وارد همان کارها را میکردند، سالارها تخصص بیشتری در کارها داشتند و بیشتر کارهای تخصصی انجام میدادند؛ مثلًا زمین را آبیاری کردن که اصطلاحاً میگفتند «گسارد»، زمین را گسارد کردن، آبیاری کردن، چون آب را باید طوری روی زمین پهن کنند که همه زمین را بگیرد. یک مهارت بیشتری میخواهد. اینجور کارها را آن سالارها میکردند؛ و یک نفر هم در رأس قرار داشت که به او میگفتند «سرسالار». او در واقع مدیر این گروه بود. در کارهای دیگر شرکت میکرد ولی بیشترْ کارهایش کارهای فکری و مدیریت بود. این خودش یک عمل کشاورزی دسته جمعی بود. این، شیوه تولید در آنجا بود. بهطور مشترک این کار را انجام میدادند. آن وقت حساب داشت. حساب به نظرم اینطور بود که هریک گاو مساوی نیم دهقان میبرد. هر دهقان، آن که در آخر سال سهم میبرد، با دو گاو برابر بود. (اغلب صاحب گاو خود دهقان بود.) مثلًا اگر کسی یک جفت گاو داشت آخر سال سهم یک جفت گاو او برابر سهم یک دهقان بود که میبرد. سرسالار یک مزایای دیگری داشت که میبرد، یا سالار یک مزایای دیگر.
غرضم این است: کار را بهطور دسته جمعی انجام میدادند. بهطور دسته جمعی تولید میکردند و بعد در آخر سال با یک قرارداد قطعی که در میانشان بود [محصول] را میان خودشان توزیع میکردند. شیوه تولید فرق کرده بود و حالت دسته جمعی داشت.
در عصر جدید با پیشرفت صنعت، وجه تولید و شیوه تولید بکلی عوض شده، دیگر اصلًا «فردی» هیچ معنی ندارد. یک کارخانه وقتی بخواهد بچرخد، مرکب است از عدهای افراد، با شعور مختلف. اگر بخواهد تمام کارهایش انجام بشود حتی از وجود یک روانشناس هم استفاده میکنند که فنش از این کار فنی دور است. چندین مهندس باید داشته باشند، چندین تکنسین باید داشته باشند، کارگر عادی باید داشته باشند، متخصصهای دیگر باید داشته باشند، مدیر فنی باید داشته باشند، دفتردار باید داشته باشند، سکرتر باید داشته باشند. این خودش یک کار جمعی میشود، این دیگر نمیتواند فردی باشد. ابزار تولید که به قول اینها تکامل پیدا کرده شیوه تولید هم عوض شده است. البته در آن مثالی که ما گفتیم بدون آنکه ابزار تولید عوض شده باشد شیوه تولید عوض شد.