فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٦ - اصل تأثیر متقابل
یکدیگر تأثیر متقابل داشته باشند [بهطور] برابر، هیچکدام تقدم نداشته باشد، مثل اینکه اگر شما بخواهید دو عنصر را به نحو ترکیب شیمیایی با یکدیگر ترکیب کنید و از آن آب به وجود بیاورید اینها هیچکدام بر دیگری تقدم ندارد. دو عنصر، این روی آن اثر گذاشته، به همان نسبت آن هم روی این اثر گذاشته، بعد، از مجموع اینها یک مرکب به وجود آمده است. اما در مورد انسان و کار خودش، انسان علت کار خودش است و کار معلول انسان است ولی در عین حال این معلول روی خود انسان اثر میگذارد. بعد خواهیم گفت، و حرف درستی هم هست، که انسان ساخته عمل خودش است، یعنی عمل انسان در چگونگی انسان یا به تعبیر قدمای ما در ملکات انسان اثر میگذارد. مگر شما در باب تقوا همین حرف را نمیگویید که اگر انسان ترک محرمات و اتیان واجبات را تکرار و مداومت کند بعد عدالت به وجود میآید؟ مداومت مگر غیر از کار خود آدم است؟ مداومت کردن یعنی همان کار خود را تکرار کردن. عدالت چیست؟ یک ملکه راسخه نفسانی. عدالت یک چگونگی انسان است. کار انسان، انسان را عادل میکند. پس کار هم روی انسان اثر میگذارد.
- ولی اختلاف جهت دارد.
استاد: البته اینها هم نمیگویند اختلاف جهت ندارد، اختلاف جهت داشته باشد.
- تأثیر متقابلی که آنها میگویند یعنی از یک جهت واحد.
استاد: نه، جهت واحد نیست.
- والّا با اختلاف جهت را که همه میگویند.
استاد: حالا همه هم بگویند ولی این مسئله مطرح نیست. [وحدت] جهت را نمیتوانیم به گردنشان بگذاریم، یعنی نمیخواهند بگویند که یک شیء که اثر شیء دیگری است از همان [جهت] که اثر است مؤثر در آن هم هست. مسلم آنها چنین حرفی را