فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٢ - تعدیل مارکس و انگلس در نظریه جبر اقتصادی
و همه چیز دیگر روبنا، ولی به حکم اینکه هیچ چیزی علت محض نیست و هیچ چیزی معلول محض نیست، روبنا هم بر زیربنا اثر میگذارد. تنها این زیربنا نیست که بر روبنا تأثیر میکند؛ به حکم اصل تأثیر متقابل که یکی از اصول دیالکتیک است روبنا هم بر زیربنا اثر میگذارد. این، تعدیل خیلی بزرگی است؛ یعنی تا حد زیادی اقتصاد را از اصالت میاندازد. منتها اینها در اینجا توضیح کافی ندادهاند، چون از اصل تز که نخواستند دست بردارند، میگویند ما تعدیلی در این تز وارد کردیم.
حال میخواهیم ببینیم ماهیت این تز در چه حدی محفوظ مانده و چه حد تعدیلات بر آن وارد شده است. یک وقت هست تعدیلات در حدی است که اصل تز را از بین میبرد، تبدیل میشود به تز دیگری، آن دیگر تعدیل نیست. میگویند میرزای شیرازی و یک طلبهای با همدیگر در ایام طلبگی نان و دوغ میخوردند، آن طلبه- حالا گرسنه بود یا به علت دیگر- میخواست دوغ زیاد شود، مرتب روی آن آب میریخت، بعد میگفت که «کلّ ما کثُرَ ماؤُهُ قَلَّ داؤُهُ» یعنی هرچه آبش بیشتر باشد سالمتر است، یعنی مرضش کمتر است. میرزا گفت آخر به شرطی که مرجع ضمیر برایش باقی بماند (خنده حضار). اینقدر آب میریزی که دیگر مرجعی برای ضمیر باقی نمیماند.
حالا تعدیلات یک تز هم مشروط به این است که اصل تز باقی بماند و الّا اینقدر تعدیلات بکنیم که اصل تز از بین برود آن مرجع ضمیر از بین رفته، چیزی موجود نیست.
در اینجا ما توضیحی از خودمان میدهیم. یک وقت هست کسی اساساً در اصل علیت منکر میشود که یک شیء علت باشد و دیگری معلول، و میگوید هر علتی به همان اندازه که علت است معلول است و به همان اندازه که معلول است علت است. اگر این حرف را بزنیم مسئله زیربنا و روبنا از بین میرود به جهت اینکه اصلًا چرا ما یکی را میگوییم «زیربنا» و یکی را میگوییم «روبنا»؟ میخواهیم یک سازمانی را نشان بدهیم، میخواهیم بگوییم همانطور که در یک ساختمان آن زیرسازی که در آن هست اساس است و باقی دیگر را بر روی آن ساختهاند؛ اگر آن متزلزل بشود، اگر خرابی بر آن وارد بشود روبنا قهراً خراب میشود ولی اینچنین نیست که اگر روبنا خراب بشود زیربنا خراب بشود، یعنی میخواهیم یکی را تابع و یکی را متبوع بگیریم، یکی را فرع و یکی را اصل بگیریم، در مفهوم «زیربنا» و «روبنا» نیز اصل بودن و فرع بودن هست. در علت و معلول، علت اصل است و معلول فرع. اگر برای