فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٦ - ٥ روابط اجتماعی
صنعت دستی و انفرادی بود، آن وقت مالکیت خصوصی باید میبود؛ آن مالکیت خصوصی این وجه تولید و این ابزار تولید را توجیه میکرد؛ ولی وقتی که وجه تولید عوض شد، این مالکیت خصوصی نه تنها نمیتواند آن را توجیه کند، به صورت یک سد و مانعی درمیآید. همین جاست که بحران به وجود میآید و خواه ناخواه انقلابی بروز میکند تا در آن انقلاب این رابطه تولیدی به گونهای قرار بگیرد که با آن وجه تولید هماهنگ باشد؛ و لهذا تز اینها این است: آنجا که ابزار تولید حالت دسته جمعی دارد (مانند عصر ما که ابزار تولید از حالت انفرادی خارج شده) نظام سرمایه داری که بر اساس مالکیت خصوصی است با آن سازگار نیست، چون سازگار نیست جبراً باید از بین برود، باید نوعی مالکیت حکمفرما باشد که با این [ابزار تولید] هماهنگی داشته باشد، یعنی اگر مالکیتِ اختصاصی باشد جلو رشد ابزار تولید را میگیرد. مثل چیست؟ مثل این است که بچهای که در سن پنج سالگی است شما برایش یک دست کت و شلوار میدوزید متناسب با این سن. این لباس در یک حدودی، در ظرف شش ماهی، یک سالی میتواند قالب تن او باشد. ولی این بچه رشد میکند، به صورت یک بچه ده ساله درمیآید. خودبه خود باید این جامه را دور بریزد و جامه متناسب با خودش بپوشد. اگر شما بخواهید این جامه را نگه دارید آن وقت مثل همان پای قالبی چینیها میشود که میگفتند در چین قدیم معمول بوده است که پای کوچک [داشته باشند.] مُد در میان آنها پای کوچک بوده. هرکس پایش کوچکتر میبود گویی علامت یک سعادت بهتری بود خصوصاً شاید در میان دخترها که خواستگارها اول به پای دختر نگاه میکردند، پایش چقدر کوچک است، هرچه کوچکتر بود زیباتر بود. آن وقت این بچههای بدبخت، از کوچکی برای پای اینها یک قالبهای چوبی یا آهنی درست میکردند و پای بچه را در این قالب میگذاشتند که مانع رشدش بشود، برای اینکه خوب است که پا کوچک باشد. پا به طبع خودش بزرگ میشود.میآمدند در این قالبها قرار میدادند پا را معیوب میکردند. پا بالأخره یک موجود زنده است. اگر شما یک درخت را هم در یک قالب قرار بدهید، یک قالب خیلی محکم، فشار میآورد به آن قالب ولی وقتی نتوانست بالأخره در همان حجم کوچکش باقی میماند. مانع رشدش میشود.
حال، اینجور مالکیت به عقیده اینها متناسب است با همان صنعتهای دستی و صنعتهای خصوصی و انفرادی. مالکیت انفرادی متناسب با ابزار تولید انفرادی است.