انسان و قرآن - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٤٦ - مقام معلم
معلم اگر الهى باشد در حقيقت نفخت فيه من روحى شعار و عيسوى مشهد و مشرب است , كه نفوس را احياء مى كند و فرزندان روحانى مى پروراند و از عقيم بودن به در مى آيد , و تا آثار وجودى او باقى است از آنها بهره مند است كه ارتقاى درجات نورى در نشاه ماوراى طبيعت عائدش مى گردد بدون اينكه از پاداش عاملان به آثارش چيزى كاسته گردد , چنانكه سيرت پليد و بد بد آموز سبب انحطاط و دركات ظلمانى او در ماوراى اين نشاه مى گردد بدون اينكه از كيفر عاملان بدان سيرت سيئه چيزى كاسته گردد . و اشارات قرآنى و روايات وسائط فيض الهى در اين مسائل و مطالب بسيار است . اين بود تمامت آن نكته .
معلم ثانى , ابونصر فارابى , در يكى از رسايلش , به نام تحصيل السعاده كه راجع به نحوه تاسيس و تشكيل مدينه فاضله و تحصيل سعادت بحث كرده است , سخنش را به اين دو اصل مهم منتهى كرده است كه تحصيل سعادت به تعليم و تاديب است . تعليم ايجاد فضائل نظريه در امم و مدن است , و تاديب طريق ايجاد فضائل خلقيه و صناعات و عمليه در امم است . و التعليم هو ايجاد الفضائل النظريه فى الامم و المدن , و التاديب هو طريق ايجاد الفضائل الخلقيه و الصناعات العمليه فى الامم . تعليم رشد دادن نفس ناطقه انسانى , يعنى پروراندن روح و غذا به جان دادن است , و تاديب انسان را به اعمال صالحه و شايسته نگاه داشتن است . ما , روى موازين عقلى و نقلى , علم و عمل را انسان ساز مى دانيم , هر چند كه موازين نقلى , يعنى شرعى , برهان محض و عقل صرف و حق مطلق است .
علم مشخص روح انسان است و عمل مشخص بدن او در نشاه اخروى است , و هر كس به صورت علم و عمل خود در نشاه اخروى برانگيخته مى شود . واضح ترين كه علم سازنده روح انسان و عمل سازنده بدن اوست . چه , علم و عمل جوهرند نه عرض , بلكه فوق مقوله اند , چرا كه وزان علم و عمل وزان وجود است و ملكات نفس مواد صور برزخى اند , يعنى هر عمل صورتى دارد كه در عالم برزخ آن عمل بر آن صورت بر عاملش ظاهر مى شود , كه صورت انسان در آخرت نتيجه عمل و غايت فعل او در دنياست و همنشينهاى او , از زشت و زيبا , همگى غايات افعال و