انسان و قرآن - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٢ - قرآن و تحدى آن
قبله مدينه , آنچنانكه پيغمبر اكرم به سوى آن نماز خوانده است , تا امروز به حال خود باقى است , و دانشمندان رياضى نامور , چون ابوريحان بيرونى به قواعد رياضى , قبله مدينه را چنان يافتند كه رسول الله بدون آنها يافت , و اين ممكن نيست مگر به وحى و الهام ملكوتى .
علامه ابوريحان بيرونى در قانون مسعودى , كه مجسطى اسلامى است , طول مكه را از ساحل اقيانوس غربى شصت و هفت درجه ( ٦٧ ) و عرض آنرا بيست و يك درجه و بيست دقيقه ( ٢٠ , ٢١ ) , و طول مدينه را شصت و هفت درجه و سى دقيقه ( ٣٠ , ٦٧ ) و عرض آن را بيست و چهار درجه ( ٢٤ ) آورده است , كه مكه و مدينه تقريبا در سطح يك دائره نصف النهار قرار گرفته اند و تفاوت كمتر از ربع درجه است . و علامه ناصر خسرو و علوى در سفرنامه گويد( : مدينه شهرى است بركناره صحرائى نهاده و آنجا قبله سوى جنوب افتاده است) و اين هر دو دانشمند نامور اسلامى بحق سخن گفته اند و اطلسهاى متاخرين و معاصرين موافق و معاضد آنان اند .
يكى از امورى كه , پس از تعيين قبيله مدينه به اعجاز رسول الله ( ص ) , ذكر آن اهميت بسزا دارد تعيين وقت زوال ظهر به دستور آن حضرت است . در كتب فن , براى تعيين وقت ظهر حقيقى , طرق عديده ذكر شده است و ما در كتاب دروس معرفت وقت و قبله چند طريق را , با اقامه براهين هندسى , ذكر كرده ايم . اكنون سخن ما اين است :
هرگاه خط زوال را , كه آن را خط نصف النهار نيز گويند , در افقى به يكى از طرق تحصيل آن به دست آورده باشيم چون شاخصى پهن مثلا تخته فلزى , بر روى آن خط و در امتداد آن باستقامت نصب كنيم تا در سطح دايره نصف النهار , يعنى در محاذات آن , قرار گيرد , ظل آن تخته فلز , از وقت طلوع شمس تا هنگام رسيدنش به اين دايره در فوق الارض , به جانب مغرب بود , و چون شمس به اين دايره رسيد , نه صفحه جانب غربى آن تخته فلز را ظل بود و نه صفحه جانب شرقى آن را , بلكه خط ظلى از او بر نفس خط زوال , اعنى خط نصف النهار , منطبق است يعنى ظل شاخص , كه همان تخته فلز است , بر روى خط زوال قرار مى گيرد . و چون شمس از دايره