ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٤٥٠ - نقش زمان و مكان در اجتهاد
در هر حال شيوه طوفى در باب مصالح مرسله افراطى تر از شيوه مالك بن انس اصبحى در اين باب است , زيرا مالك با اينكه مؤسس و بنيانگذار مصالح مرسله به عنوان منبع شرعى است با اين وصف او در مواردى مطابق آن حكم تشريع مى كرد كه داراى نص خاص نباشند ولى طوفى مطابق آن حكم تشريع مى كرد حتى در مواردى كه داراى نص خاص باشند . طوفى حنبلى در مسائل حقوقى و اجتماعى هميشه در مقام بيان حكم مصلحت را مدنظر قرار مى داد و مطابق آن حكم را بيان مى كرد , اگر چه برخلاف نص خاص خود بود . زيرا بر اين اعتقاد بود كه مصلحت مردم در امور غير عبادى به حكم عقل و عادات براى انديشمندان قابل درك است و اگر شريعت هم در موردى از بيان مصالح خوددارى كرده باشد , باز در حقيقت ما را مستقيما به رعايت مصالح آنها واداشته است [١] .
تحول اجتهاد به نظر خلفا
بعضى از خلفا نيز به تغيير برخى از احكام به لحاظ تغيير و دگرگون شدن ملاك و يا مصلحت و يا تحول و دگرگون شدن عرف و عاداتى كه اجتهاد بر آنها مبتنى بوده است , دست يازيدند , بجاست نمونه هايى از فتاوا و آرايى را كه مصلحت انديشى و شرايط زمان در عصر صحابه در آنها نقش داشت يادآور شويم :
ـ ابوبكر تحول و دگرگون شدن اجتهاد را قائل بود و هر گاه مصلحت مى ديد كه برخلاف نص چيزى بگويد آن را مى گفت .
به نمونه هاى زير توجه فرمايد :
١ ـ قصاص نشدن خالدبن وليد در قتل مالك بن نويره در اوايل عصر صحابه . سبب اين امر همان مصلحت انديشى بود و بدين جهت از نص آيه مباركه (( ولكم فى القصاص حياة يا اولى الالباب )) چشم پوشى شد .
٢ ـ تعطيل حد رحم و سنگسار خالدبن وليد , چون او با همسر مالك بن نويره زنا كرده بود و مى بايد سنگسار مى شد . سبب اين همان اجتهاد از راه رأى و مصلحت انديشى ابوبكر بود كه عمل او را بدون كيفر قرار داد و بدين جهت از نص احاديث و قرآن چشم پوشى شد .
[١]ـ يسرالاسلام و اصول التشريع العام ص ٧٢ وج ٩ المنار ص ٧٤٥ ـ ٧٧٠