ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٣٤٩ - عوامل پيدايش اخباريگرى و گرايش به آن
صحنه اجتماع , دستور داده است كه مؤمنان از شعار مشركان استفاده نكنند . بنابراين در روزگار كنونى كه چنين شعار و علامت و رمزى براى مشركان وجود ندارد , موضوع اين حديث از ميان رفته و اكنون كاربرد عملى ندارد . ((
٢ ـ در روايتى وارد شده است كه امام صادق بر كفن فرزندشان اسماعيل نوشتند : (( اسماعيل يشهد ان لا اله الا الله و ان محمد رسول الله )) , اخباريان بر اثر جمودانديشى گمان برده اند كه بر كفن هر ميتى بايد دقيقا لفظ اسماعيل نوشته شود .اگر چه نام آن شخص چيز ديگرى باشد ! آنها مى گويند ما بايد تابع امام باشيم و هر كارى كه امام كرده است ما نيز عين آن را انجام دهيم و حق نداريم در عمل امام تغيير دهيم , چون امام نوشته است اسماعيل شهادت مى دهد , ما هم براى ديگران مى نويسيم (( اسماعيل شهادت مى دهد كه (( . . .
اين نمونه ها نشان مى دهد كه اخباريان تا چه اندازه محدودانديش و سطحى نگر و بى تعمق بوده اند . زيرا بديهى است كه اگر فرزند امام مثلا ابراهيم بود امام مى نوشت (( ابراهيم يشهد . . . )) و همچنين اگر نام ديگرى بود . اينكه امام نوشته است (( اسماعيل (( چون نام فرزند آن حضرت اسماعيل بوده است . و الا كلمه اسماعيل خصوصيت ديگرى ندارد . بنابراين تبعيت از امام در اين مورد به اين است كه بر كفن هر ميتى نام خود او نوشته شود .
٣ ـ استاد كل وحيد بهبهانى در كتاب الاجتهاد و الاخبار مى نويسد : (( در سال جارى اشتباهى در رؤيت هلال ماه شوال رخ داد , مردم زيادى نزد من به رؤيت هلال شهادت دادند , تا آنجا كه اخبار به حد تواتر رسيد , لذا من افطار كردم . فردى اخبارى به من اعتراض كرد كه به چه دليل افطار كردى ؟ گفتم به دليل يقينى كه در اثر تواتر حاصل شد . مرد اخبارى به من گفت , آيا روايتى داريم كه يقين در اين گونه موارد حجت باشد ! با اينكه شهادت دو نفر عادل به مقتضاى حديث در اين مورد كافى است (( .
سپس وحيد بهبهانى مى گويد : (( جمود اين طايفه بحدى است كه من گمان مى كنم , اگر شخصى از اينان بشنود كه امام به شخص مريضى فرمود , آب سرد بنوش , اينان نتيجه خواهند گرفت كه نوشيدن آب سرد به هر مريضى واجب است . و بايد مريض را هر طور شده با آب سرد مداوا كرد (( !