ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٣٤٠ - عوامل پيدايش اخباريگرى و گرايش به آن
كه هرگز چنين نيست . چرا كه فقها و مجتهدان شيعه كه كتاب , سنت , عقل و اجماع را محور حركت اجتهادى خود قرار داده اند از قياس و استحسان و رجوع به منابع ظنى غير معتبر بشدت پرهيز داشته و دارند .
اخباريان ميانه رو و معتدل
در بين كسانى كه شيوه علامه استرآبادى را پسنديده و به اخباريگرى گرايش پيدا كرده اند , فقهاى بزرگى را مى توان يافت كه در عين اخبارى بودن داراى اعتدال و ميانه روى هستند و از شدت و ستيزه جويى اخباريان برحذرند . مانند :
فقيه كم نظير شيخ يوسف بحرانى ( م ١١٨٦ يا ( ١١٨٨ صاحب كتاب الحدائق الناضرة
علامه بزرگوار سيد نعمت الله جزايرى شوشترى ( ١٠٥٠ ـ ١١١٢ ) نويسنده انوار نعمانية
عالم جليل القدر , فقيه بزرگوار , ملا محسن فيض كاشانى ( ١٠٠٧ ـ ( ١٠٩١ صاحب كتاب وافى
علامه ملا محمد طاهرى قمى ( م ( ١٠٩٨ صاحب كتاب تحفة الاخبار در رد صوفيه
ملا خليل قزوينى ( م ١٠٨٩ ) صاحب شرح اصول كافى
ملارضى قزوينى ( م ١٠٨٩ )
محدث جليل شيخ محمد حر عاملى ( ١٠٣٣ ـ ١١٠٤ ) صاحب كتاب وسائل الشيعه و . . .
اين بزرگان اگر چه اسلوب و شيوه محدث استرآبادى را پيروى نموده اند , ولى داراى تندرويهاى او نبودند . بخصوص فقيه بزرگوار شيخ يوسف بحرانى در كتاب لوءلوءة البحرين مى گويد : (( ملامحمد امين استرآبادى كسى است كه باب طعن و بدگويى را نسبت به اهل اجتهاد باز كرد . فرقه ناجيه را به دو دسته اخبارى و مجتهد تقسيم كرد و در كتاب فوائدالمدنيه مجتهدان را به شكلى زننده و ناصحيح مورد سرزنش قرار داد . و اين كار او شايسته نبود و مفاسد بزرگى را مى توانست به دنبال داشته باشد , كه آثار منفى آن را ما در كتاب الدرة النجفيه و حدائق توضيح داده ايم )) .
ايشان در كتاب حدائق مى گويد : (( محمد امين استرآبادى نخستين كسى است كه