ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٢٣١ - ابن ابى عقيل عمانى
تنظيم كرده بود و به نام الرساله الى ابنه معروف بود و نجاشى هم بر همين نظريه است . ولى از برخى عبارات شيخ طوسى در اين زمينه استفاده مى شود كه اين رساله غير از آن شرايع است .
در هر حال شيخ صدوق آنچه را كه در رساله شرايع بود در متون كتابهاى خود مانند مقنع , هدايه و من لا يحضره الفقيه قرار داد .
رساله شرايع ابن بابويه نزد ابن ادريس و مرحوم علامه حلى تا زمان شهيد اول موجود بوده است , ولى وجود آن نزد عالمان بعد از آنان معلوم نشده است .
٢ ـ محمد بن على بن بابويه قمى معروف به صدوق ( م ٣٨١ ) در مقنع و هدايه و من لايحضره الفقيه .
٣ ـ شيخ مفيد , در مقنعه .
٤ ـ شيخ طوسى , در نهايه .
و جز اينها كه براى پرهيز از طولانى شدن نيازى به بيان آنها نيست .
پس تفاوتى بين مجتهدان پيش از ابن ابى عقيل و بعد از او در كيفيت استخراج احكام از راه ظواهر نصوص نبوده , تنها فرق آنها در اين بود كه عالمان پيش از او اسانيد نصوص را ذكر مى كردند , ولى عالمان بعد از او اسانيد نصوص را حذف مى نمودند و تنها شيخ صدوق در برخى از كتابهايش داراى اين شيوه بوده است . وى در مقدمه كتاب المقنع درباره سبب حذف اسانيد مى نويسد : (( من اسناد احاديث را از كتاب حذف كردم تا آنكه تحمل آن سنگين نشود و حفظ آن دشوار نباشد و باعث ملال خواننده نگردد . ))
در هر حال با تلاش پيگير اين مجتهد نوپرداز , فتح باب جديدى در همه ابعاد فقه پديد آمد . و البته برخى از عالمان آن عصر از او پيروى نموده و به تحقيقات و بررسيهاى خاصى در اين زمينه پرداخته و بحثهاى فقه اجتهادى را بر پايه نتايج آن در بعد علمى استوار كرده اند .
لازم به ذكر است كه پيش از ابن ابى عقيل نيز برخى از پيروان امامان بعضى از مسائل اصولى و عناصر مشترك اجتهادى را تدوين نموده اند , كه البته هيچ كدام به گونه جامع نبوده , از جمله :
هشام بن حكم كوفى شيبانى ( م ١٩٩ ) از اصحاب امام صادق ( عليه السلام ) در مبحث الفاظ رساله اى تدوين نمود , و يونس بن عبدالرحمان از اصحاب امام رضا