ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٢٢٣ - نخستين كسى كه علم اصول را تدوين كرد
وجه جمع بين گفته ها و نظرات :
مى توانيم اختلاف نظر درباره نخستين كسى كه از ميان اهل سنت , ابحاث اصولى را تدوين نمود , اين گونه برطرف كرده بگوييم : پيش از محمد بن ادريس شافعى , علم اصول توسط قاضى ابويوسف و محمد بن حسن شيبانى تدوين شده بود , ولى جامع و فراگير نبود , سپس شافعى به گونه جامع و فراگير همه ابحاث آن را به رشته تحرير در آورد و از نظر كمى و كيفى به آن گسترش بخشيد .
تذكر دو نكته :
نكته اول اين كه برخى قواعد اصولى و عناصر مشترك اجتهادى را به ابوحنيفه نسبت داده اند , ولى اين نسبت , نادرست است . زيرا اگر منظور اين باشد كه او آنها را تأليف و تدوين نموده بطلان اين نظريه واضح است , چون توسط هيچ كس و هيچ كتابى ادعا نشده كه او در زمينه اصول الفقه كتابى را تأليف نموده باشد .
و اگر منظور اين باشد كه او بر طبق بعضى از مسائل اصولى و عناصر مشترك استنباطى مانند قياس , استحسان و اجتهاد او راه رأى عمل كرده و بر طبق آنها فتوا داده , اين نظريه گر چه درست است و حتى برخى از قواعد اصولى در عصر او رواج يافت و بدون ترديد او بر كسانى كه در زمينه اصول الفقة كتابى تدوين نموده اند پيشى داشت , ولى اين دليل سبقت او نمى شود , زيرا در اين صورت بايد بگوييم افرادى در زمان صحابه مانند عمر بن خطاب و عبدالله بن عمر كه اولى به قياس , و دومى به استحسان , و نيز در زمان تابعين مانند ابراهيم بن يزيد نخعى و حماد بن ابى سليمان استاد ابوحنيفه و محمد بن عبدالرحمان ابن ابى ليلا ( م ١٤٨ ) معاصر ابوحنيفه كه به قياس عمل مى كردند اين تدوين نسبت داده شود .
در هر حال آنچه از راه بررسيها و كاوشها به دست مىآيد اين است كه ابوحنيفه اصلا داراى تأليف حتى در غير ابحاث اجتهادى نبوده است و اما كتاب الفقه الاكبر كه بسيار كم حجم و درباره اصول اعتقادى است برخى از محققان حنفى بر اين اعتقادند كه تأليف وى نيست , زيرا اگر او مى خواست كتابى بنويسد بهتر مى نوشت .
اما مى توان گفت بدون ترديد قياس و استحسان كه از مسائل اصولى است , در زمان ابوحنيفه بسيار گسترش يافت و او بر اساس آنها احكام را بيان مى كرد . و بدين جهت