ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ١٩٠ - عوامل نشر مذاهب اسلامى
شاگردان بر جسته ابوحنيفه از او نقل كرده اند .
٢ ـ النوادر كه عبارتند از مسائلى كه راويان آنها از غير مذكورين باشد .
٣ ـ الفتاوى كه عبارتند از مسائلى كه از ابوحنيفه و ياران آن روايتى نقل نشده است و مجتهدان حنفى خود شخصا به اجتهاد پرداخته و مطابق قواعد كلى كه از ابوحنيفه داشته اند احكام حوادث واقعه را پاسخگو بوده و آن اجوبه و پاسخها را فتاوى واقعات ناميدند . و ابوالليث سمرقندى ( م ٣٧٣ ) در اين زمينه كتابى تأليف نموده و آن را النوازل ناميد كه در حيدرآباد چاپ شده است . قابل ذكر است كه در تنظيم مسائل فقهى در مذهب حنفى چون مجتهدين متعددى بودند و در طبقه اختلاف داشته اند علاوه بر وجود اختلاف زياد بين آنان بدين جهت فقه حنفى به گونه منقح مانند فقه شافعى بيان نشده است .
تذكر نكته ايى : ابويوسف و شيبانى و زفر كه اصول و مبانى مذاهب ابوحنيفه را مورد بررسى قرار داده بودند در برخى از مسائل با او مخالفت كردند .
ب ـ علل نشر مذهب مالكى :
همزمان با نشر و گسترش مذهب ابوحنيفه توسط شاگردانش در مشرق زمين , مذهب مالك بن انس اصبحى ( م ١٧٩ ) امام دارالهجرة نيز در مدينه پديد آمد و در همه بلاد حجاز انتشار يافت و سپس در بلاد افريقا توسط سحنون عبدالسلام بن سعيد تنوخى ( م ٢١٠ ) كه عهده دار قضاوت در آن سرزمين بود گسترش يافت و او نيز آرا و فتاواى مالك را گردآورى نمود و در مجموعه اى به نام المدونه تنظيم كرد كه تا اين زمان مالكيان در مقام عمل بر آن اعتماد دارند .
بعد از آن معزبن باديس در پيشبرد مذهب او در آن بلاد نقش بسزايى داشت . او مردم آن سامان را بر پيروى از مذاهب مالكى وادار مى كرد و از پيروى مذاهب ديگر برحذر مى داشت , و سپس در بلاد مغرب , توسط زياد بن عبدالرحمان قرطبى ( م ١٩٣ ) و در مصر توسط عثمان بن حكم جزامى عبدالرحيم بن خالد و عبدالرحمن بن القاسم ( م ١٩١ ) نشر پيدا نمود و سرانجام نيز در اندلس انتشار يافت و در بلاد حجاز و عراق توسط عبدالملك بن ابى سلمه ماجشون ( م ٢١٢ ) و احمد بن معذل عبدى و ابواسحاق اسماعيل بن اسحاق بصرى ( م ٢٨٢ ) نشر پيدا نمود .